دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

برام هیچ حسی ، شبیه تو نیست .. کنار تو درگیره آرامشم .. همین از تمام جهان کافیه .. همین که کنارت نفس می کشم .. ...برام هیچ حسی ، شبیه تو نیست .. تو پایان هر جست و جوی منی .. تماشای تو عین آرامشه .. تو زیبا ترین ، آرزوی منی .. ! احسان خواجه امیری - نابرده رنج

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

اشتباه از من بود پر رنگ نوشته بودمت به سختی پاک میشوی

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم ، فقط احمقانه سکوت می کنیم

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

وقتی کسی نیست که به دادت برسه پس داد نزن، سکوت کن. ... شاید از سکوتت همه بفهمن که چقدر درد و رنج توی وجودت انباشته شده فریاد دردتو دوا نمی کنه اما سکوت شاید نتونه دردتو از بین ببره اما می تونه خیلی راحت تورو از این دنیای مسخره نجات بده.

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

نميــــــدانمـــ تعبيـــــر نگاهتـــــــ خداحافظـــــ يستـــ ــ ـ ... يا انتــــــظار ؟!

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

اين لحظه هاي پر شور...اين لحظه هاي ناب....اين لحظه هاي با تو نشستن ، سرودني ست...........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

آتش بیارِ معرکه یِ با تو بودنم .... آیینه دارِ رویِ تو در شهرِ خواب ها ..... آری ، خیال می بَرَدَم تا به نا کجا ....... آنجا که یادِ توست همه آشناییم ..........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

برای ماندنم دعا مکن .....هیچ شمعی روشن نمی شود .....هواطوفانیست .........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

بغض سنگ شده درگلو ........رها نمیشود .......پُتک زنم ؟ سوراخ میشود .......باانگشت نمیتوان سیلاب بست .........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

حق بدست دل من بود که در معبد عشق .....سر به غیر تو نیاورد فرود ای ساقی .......در فرو بند که چون سایه در این خلوت غم .....با کسم نیست سر گفت و شنود ای ساقی .......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

حالیا عکس رخ ماست در آیینه جام .......تا چه رنگ آورد این چرخ کبود ای ساقی ......دیدی آن یار که بستیم صد امید در او ......چون به خون دل ما دست گشود ای ساقی؟

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

برسان باده که غم روی نمود ای ساقی ......این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی .......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

من به سرزمین دلتنگی او تبعیدم !!!

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

همه لرزش دست و دل ام ......از آن بود ....که عشق....... پناهی گردد........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

تو منو با دریا دریا .....اشک چشمام نمیخواستی .........آخه تو بیشتر از اون گریه ی من گریه میخواستی .........