...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
سحـــر خاتـــون
برام هیچ حسی ، شبیه تو نیست ..
کنار تو درگیره آرامشم ..
همین از تمام جهان کافیه ..
همین که کنارت نفس می کشم ..
...برام هیچ حسی ، شبیه تو نیست ..
تو پایان هر جست و جوی منی ..
تماشای تو عین آرامشه ..
تو زیبا ترین ، آرزوی منی .. !
احسان خواجه امیری - نابرده رنج
سحـــر خاتـــون
اشتباه از من بود
پر رنگ نوشته بودمت
به سختی پاک میشوی
سحـــر خاتـــون
گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم
نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم ، فقط احمقانه سکوت می کنیم
سحـــر خاتـــون
وقتی کسی نیست که به دادت برسه
پس داد نزن،
سکوت کن.
...
شاید از سکوتت همه بفهمن که چقدر درد و رنج توی وجودت انباشته شده
فریاد دردتو دوا نمی کنه
اما سکوت
شاید نتونه دردتو از بین ببره
اما می تونه خیلی راحت تورو از این دنیای مسخره نجات بده.
سحـــر خاتـــون
نميــــــدانمـــ تعبيـــــر نگاهتـــــــ خداحافظـــــ يستـــ ــ ـ ... يا انتــــــظار ؟!
سحـــر خاتـــون
اين لحظه هاي پر شور...اين لحظه هاي ناب....اين لحظه هاي با تو نشستن ، سرودني ست...........
آیینه ی خیال
آتش بیارِ معرکه یِ با تو بودنم .... آیینه دارِ رویِ تو در شهرِ خواب ها ..... آری ، خیال می بَرَدَم تا به نا کجا ....... آنجا که یادِ توست همه آشناییم ..........
آیینه ی خیال
برای ماندنم دعا مکن .....هیچ شمعی روشن نمی شود .....هواطوفانیست .........
آیینه ی خیال
بغض سنگ شده درگلو ........رها نمیشود .......پُتک زنم ؟ سوراخ میشود .......باانگشت نمیتوان سیلاب بست .........
آیینه ی خیال
حق بدست دل من بود که در معبد عشق .....سر به غیر تو نیاورد فرود ای ساقی .......در فرو بند که چون سایه در این خلوت غم .....با کسم نیست سر گفت و شنود ای ساقی .......
آیینه ی خیال
حالیا عکس رخ ماست در آیینه جام .......تا چه رنگ آورد این چرخ کبود ای ساقی ......دیدی آن یار که بستیم صد امید در او ......چون به خون دل ما دست گشود ای ساقی؟
آیینه ی خیال
برسان باده که غم روی نمود ای ساقی ......این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی .......
آیینه ی خیال
من به سرزمین دلتنگی او تبعیدم !!!
آیینه ی خیال
همه لرزش دست و دل ام ......از آن بود ....که عشق....... پناهی گردد........
آیینه ی خیال
تو منو با دریا دریا .....اشک چشمام نمیخواستی .........آخه تو بیشتر از اون گریه ی من گریه میخواستی .........