دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قطار می‌رود

تو می‌روی

تمام ایستگاه می‌رود

و من چقدر ساده‌ام

كه سال‌های سال

در انتظار تو

كنار این قطار ِ رفته ایستاده‌ام

و همچنان

به نرده‌های ایستگاهِ رفته

تكیه داده‌ام!

جزئیات گروه

شناسه 703
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 548 پست
عضو 225 کاربر
طرفدار 9 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 155
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 354
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 157

کاربران گروه

(222 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

قیصر امین پور
شناسه‌: 703 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آناهیتا
آناهیتا

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکستــــــــ حق با بود ، صدا در گلو شکستــــــــــ

آناهیتا
آناهیتا

اینجا دیوار هم دیگــــــــر پناه پشت کســـــــــی نیست

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
آناهیتا

واژه واژه سطر سطر صفحه صفحه فصل فصل گیسوان من می شوند همچنانکه سطر سط صفحه های دفترم می شوند

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
دفتر.jpg باران بهاری

می خواهم از کنار ِ تو برخیزم تا با تو در سماع درآیم ، این دفتر ِ سفید ِ قدیمی ، این صفحه ، خانقاه ِ من و توست...

نـی لـو فـر
نـی لـو فـر

من همسفر ِ شراب از زرد به سُرخ.. من همره ِ اضطراب از زرد به سُرخ.. یک روز به هجرتی خواهم کرد.. چون هجرت آفتاب ، از زرد به سُرخ

باران بهاری
مامانبزرگجون.jpg باران بهاری

بهترین لحظه ها، روزها ، سال ها را ، با تمام جوانی ، روی این پله های بلند و قدیمی ، زیر ِ پا می گذارم ... بین بیداری و خواب، روبروی تو در لحظه ای بیکران می نشینم ... راستی بازهم می توانم بار ِ دیگر از این پله ها ، خسته ، بالا بیایم تا تو را لحظه ای بی تعارف ، روی آن صندلی های چوبی ، با همان خندۀ بی تکلف ببینم؟

آناهیتا
آناهیتا

دیشب باران قرار با پنجره داشت روبوسی آبدار با پنجره داشت یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد چک چک،چک چک... چکار با پنجره داشت؟

آناهیتا
آناهیتا

این روزها خیلی برای گریه دلم تنگ است .

آناهیتا
آناهیتا

وقتی تو نیستی...

Jangal
Jangal

کوله بر پشت و سجاده در پيش ...جاده در پيش رو، جاده در پشت... مهر پايان مرداب در دست ...حکم آغاز توفان در انگشت

صــادق هستم SG
صــادق هستم SG

اما با این همه تقصیر من نبود که با این همه... با این همه امید قبولی در امتحان سادهْ تو رد شدم اصلاً نه تو ، نه من! تقصیر هیچ کس نیست از خوبی تو بود که من بد شدم! @ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ

این ارسال را بازنشر کرده است.
صــادق هستم SG
صــادق هستم SG

درد واره ها دیدگاه

صــادق هستم SG
صــادق هستم SG

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم اندوه من انبوه تر از دامن الوند بشکوه تر از کوه دماوند غرورم یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است تنها سر مویی ز سر موی تو دورم ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش تو قاف قرار من و من عین عبورم بگذار به بالای بلند تو ببالم کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم

هسツی
roobedarya.jpg هسツی

گفته بودم که به دریا نزنم دل .. اما کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟

نـی لـو فـر
نـی لـو فـر

آخرین برگ ِ درخت افتاد.. حیات خلوت ِ پائیز.. شادی ِ شمشاد ها : )