دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قطار می‌رود

تو می‌روی

تمام ایستگاه می‌رود

و من چقدر ساده‌ام

كه سال‌های سال

در انتظار تو

كنار این قطار ِ رفته ایستاده‌ام

و همچنان

به نرده‌های ایستگاهِ رفته

تكیه داده‌ام!

جزئیات گروه

شناسه 703
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 548 پست
عضو 225 کاربر
طرفدار 9 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 155
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 354
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 157

کاربران گروه

(222 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

قیصر امین پور
شناسه‌: 703 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

ناودانها شرشر باران بی صبری است آسمان بی حوصله حجم هوا ابری است کفشهایی منتظر در چارچوب در کوله باری مختصر لبریز بی صبری است پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد در تب دردی که مثل زندگی جبری است وسرانگشتی به روی شیشه های مات بار دیگر می نویسدخانه ام ابری است) قیصر امین پور

Jangal
Jangal

بلاغت غم من انتشار خواهد یافت ***اگر که متن سـکوت مرا کتاب کنـید.... «کامل در دیدگاه»

باران بهاری
کتاب.jpeg باران بهاری

آدم‌ها مثل ِ کتاب‌ها هستند...

✔ عـلـ[بابا]ــی
طبیعت5.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

تقدیم به همه عزیزانی که امروز تولدشان بود ... ! ( دیدگاه )

Jangal
Jangal

گرفته تر ز خزان دلم خزاني نيست **ستاره بار تر از چشمم آسماني نيست** به حجم تنگ دلي هاي آفتابي من** مدار حوصله ي هيچ كهكشاني نيست

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

دست خسته مرا مثل کودکی بگیر / با خودت مرا ببر، خسته ام از این کویر / این تویی در آنطرف،پشت میله ها رها / این منم در اینطرف، پشت میله ها اسیر

این ارسال را بازنشر کرده است.
Jangal
Jangal

نام تو چیست ؟*** لبخند کودکی است که با حالتی نجیب*** لب باز می کند که بگوید : " سیب " ***نام تو نور نام تو سوگند***** نام تو شور نام تو لبخند******« لبخند» در تلفظ نامت ضرورتی است !

باران بهاری
امام زمان2.jpg باران بهاری

این روزها که می گذرد ، هر روز در انتظار آمدنت هستم ... اما با من بگو که آیا من نیز در روزگار ِ آمدنت هستم؟

بـهـــار
بـهـــار

ناگهان چقدر زود دیر میشود...

Jangal
Jangal

آه ای شباهت دور *ای چشمهای مغرور ! *این روزها که جرئت دیوانگی کم است* بگذار باز هم به تو برگردم !* بگذار دست کم* گاهی تو رو به خواب ببینم !* بگذار در خیال تو باشم* بگذار ...*** بگذریم!*** این روزها خیلی برای گریه دلم تنگ است !

Jangal
Jangal

@آناهیتا دست عشق از دامن دا دور باد*می توان آیا به دل دستور داد؟*می توان آیا به دریا حکم کرد*که دلت را یادی از ساحل مباد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Jangal
Jangal

درد تو به جان خریدم و دم نزدم***درمان تو را ندیدم و دم نزدم***از حرمت درد تو ننالیدم هیچ***آهسته لبی گزیدم و دم نزدم..............

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘

من سالهای سال مُردم... تا آنکه یک دم زندگی کردم.... تو می توانی یک ذره، یک مثفال، مثل من بمیری؟... (قیصر امین پور)

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
آناهیتا

@| ملکه مهر | هر چه هستی، باش(دیدگاه)

آناهیتا
آناهیتا

@๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη انگار مدتی است که احساس می‌کنم خاکستری تر از دو سه سال گذشته‌ام احساس می‌کنم که کمی دیر است دیگر نمی‌توانم هر وقت خواستم در بیست سالگی متولد شوم انگار فرصت برای حادثه از دست رفته است