دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قطار می‌رود

تو می‌روی

تمام ایستگاه می‌رود

و من چقدر ساده‌ام

كه سال‌های سال

در انتظار تو

كنار این قطار ِ رفته ایستاده‌ام

و همچنان

به نرده‌های ایستگاهِ رفته

تكیه داده‌ام!

جزئیات گروه

شناسه 703
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 548 پست
عضو 225 کاربر
طرفدار 9 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 155
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 354
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 157

کاربران گروه

(222 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

قیصر امین پور
شناسه‌: 703 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Jangal
Jangal

چو اشک سر زده یک لحظه از چشم تو افتادم... چرا در خانه ی خود عینه مهمانم؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
Jangal
Jangal

چون پر پروانه تا که دست گشودم... دست مرا لحظه ی قنوت گرفتند... خط خطا بر سرود صبح کشیدند... روشنی صفحه را خطوط گرفتند....

آناهیتا
آناهیتا

وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی ای سرانگشت تو آغاز گل افشانیها

آناهیتا
آناهیتا

حالیا دست کریم تو برای دل ما سرپناهی است در این بی سر و سامانیها

آناهیتا
آناهیتا

با گل زم سر راه تو آذین بستیم داغهای دل ما ، جای چراغانیها

Jangal
Jangal

گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آناهیتا
آناهیتا

چشم ها پرسش بی پاسخ حیرانیها دستها تشنه ی تقسیم فراوانیها

آناهیتا
آناهیتا

آه ! موریانه های میزبان ! ذهن میزهای ما جای تخم ریزی شماست !

آناهیتا
آناهیتا

موریانه های ریز موریانه های بی تمیز میزهای کوچک و بزرگ را چشم بسته انتخاب می کنند

آناهیتا
آناهیتا

میزبان من اجتماع کور موریانه هاست

آناهیتا
آناهیتا

لحظه ای که خسته ام لحظه ای که روی دسته های نرم صندلی یا به پایه های سخت میز تکیه می دهم مثل میهمان سرزده پا به راه و بی قرار رفتنم فکر می کنم

آناهیتا
آناهیتا

خدایا یک نَفَس،آواز! آواز ! دلم را زنده کن اعجاز! اعجاز! بیا بال و پر ما را بیاموز به قدر یک قفس،پرواز! پرواز!

آناهیتا
آناهیتا

راستی آیا کودکان کربلا تکلیفشان تنها دائماً تکرار مشق ِ آب ! آب ! مشق ِ بابا آب بود ؟‌

آناهیتا
آناهیتا

ما بارش همیشه ی باران کینه را با چترهای ساده ی عریانی احساس کرده ایم ما را به جز برهنگی خود لباس نیست

آناهیتا
آناهیتا

میراث باستانی ابراهیم بر شانه های ماست نمرودیان همیشه به کارند تا هیمه ای به حیطه ی آتش بیاورند اما ما را از آزمایش آتش هراس نیست