دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قطار می‌رود

تو می‌روی

تمام ایستگاه می‌رود

و من چقدر ساده‌ام

كه سال‌های سال

در انتظار تو

كنار این قطار ِ رفته ایستاده‌ام

و همچنان

به نرده‌های ایستگاهِ رفته

تكیه داده‌ام!

جزئیات گروه

شناسه 703
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 548 پست
عضو 225 کاربر
طرفدار 9 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 155
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 354
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 157

کاربران گروه

(222 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

قیصر امین پور
شناسه‌: 703 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آناهیتا
آناهیتا

من دلم می خواهد دستمالی خیس روی پیشانی تبدار بیابان بکشم دستمالم را اما افسوس نان ماشینی در تصرف دارد ... ... ... آبروی ده ما را بردند !

Jangal
Jangal

این باد بی قراری وقتی می وزد...دل های سر نهاده ی ما... بوی بهانه های قدیمی می گیرد... و زخم های کهنه ی ما باز... در انتظار حادثه ای تازه... خمیازه می کشند...

آناهیتا
آناهیتا

آسمان تعطیل است بادها بیکارند ابر ها خشک و خسیس گریه ی خود را خوردند

آناهیتا
آناهیتا

بی بال پریدن قیصر امین پور... [فایل]

آناهیتا
آناهیتا

چه ا ... آه ! چه اسفندها دود کردیم ! برای تو ای روز اردی بهشتی که گفتند این روزها می رسی از همین راه !

Jangal
Jangal

یک کلبه ی خراب و کمی پنجره... یک ذره آفتاب و کمی پنجره... ای کاش جای این همه دیوار و سنگ... آیینه بود و آب و کمی پنجره... در این سیاه چال سراسر سوال... چشم و دلی مجاب و کمی پنجره... بویی ز نان و گل به همه می رسید... با برگی از کتاب و کمی پنجره... ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Jangal
Jangal

در سایه ی این سقف ترک خورده نشستیم...بی حوصله و خسته و افسرده نشستیم... خاموش چو فانوس که در خویش خمیده است...پیچیده به خود با تن تا خوره نشستیم............... برخاست صدا از در و دیوار ولی ما... با این همه فریاد فرو خورده نشستیم

این ارسال را بازنشر کرده است.
Jangal
669363_orig.jpg Jangal

صد کهکشان ستاره و هفت آسمان حریر... آورده ام که فرش کنم زیر پای تو... رنگین کمانی از نخ باران تنیده ام... تا تاب هفت رنگ ببندم برای تو

Jangal
Jangal

چرا باز هم غم؟... چرا باز هم دلشوره های دمادم؟... پسینگاه جمعه; ...همان لحظه های هبوط!... همان وقت میلاد آدم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Jangal
Jangal

جز همین زخم خوردن از چپ و راست... زین طرف ها چه طَرف بربستم؟... جرمم این بود: من خودم بودم!...جرمم این است:من خودم هستم!

Jangal
Jangal

گرچه چون موج مرا شوق ز خود رستن بود... موج موج دل من تشنه ی پیوستن بود... یک دم آرام ندیدم دل خود را همه عمر... بس که هر لحظه به صد حادثه آبستن بود

Jangal
ghh.JPG Jangal

ای روزهای خوبی که در راهید!... ای جاده های گم شده در مه!... ! ... از پشت لحظه ها به در ایید!... ای روز افتابی... ای مثل چشمهای خدا ابی!... ای روز امدن!... ای مثل روز امدنت روشن!... این روز ها که می گذرد هر روز...در انتظار امدنت هستم!... اما با من بگو که من نیز... ؟

Jangal
Jangal

مرا که شانه ام از حمل آفتاب خم است...به جز پناه دو دست تو سایبانی نیست...به سوگواری این چشم های سرگردان... به غیر چشم سیاه تو نوحه خوانی نیست

Jangal
Jangal

هق هق بغض است به تسکین درد... دست تسلی به سرشانه هاست... گم شده در نقشه ی جغرافیا... ناحیه ی قاف درافسانه هاست... مسئله ی مشکل فرزانگان...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Jangal
Jangal

در گذشته سرگذشت من چنین نبود... حال شرح حال من چرا چنین