دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قطار می‌رود

تو می‌روی

تمام ایستگاه می‌رود

و من چقدر ساده‌ام

كه سال‌های سال

در انتظار تو

كنار این قطار ِ رفته ایستاده‌ام

و همچنان

به نرده‌های ایستگاهِ رفته

تكیه داده‌ام!

جزئیات گروه

شناسه 703
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 548 پست
عضو 225 کاربر
طرفدار 9 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 155
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 354
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 157

کاربران گروه

(222 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

قیصر امین پور
شناسه‌: 703 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آناهیتا
آناهیتا

@Jangal رفتار من عادی است(دیدگاه)

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
آناهیتا

رفتیم و پرسش دل ما ماند حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟

آناهیتا
آناهیتا

پیش از آنکه با خبر شوی لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود آی... ناگهان !

آناهیتا
آناهیتا

حرفهای ما هنوز ... تا نگاه می کنی: وقت رفتن است بازهم همان حکایت همیشگی !

Jangal
Jangal

@یـ ـک آدمـ ـ این منم در آینه یا تویی برابرم؟ ***ای ضمیر مشترک ، ای خود فراترم! ***در من این غریبه کیست؟ باورم نمی شود*** خوب می شناسمت ، در خودم که بنگرم

هسツی
baran.jpg هسツی

دیشب باران قرار با پنجره داشت .. روبوسیِ آب دار با پنجره داشت .. یک ریز به گوشِ پنجره پچ پچ کرد .. چک چک چک چک… چه کار با پنجره داشت؟!

آناهیتا
آناهیتا

مردم همه تورا به خــــــــــــدا سوگند می‌دهند اما برای من تـــــــــــو آن همیشه‌ای که خدا را به‌ می‌دهم!

آناهیتا
آناهیتا

این بوی غربتـــــــــــ است که می آید

آناهیتا
آناهیتا

می خواهمت چنانکه شبــــــــــــــ خسته خواب را می جویمت چنانکه لبــــــــــ تشنه آب را

Jangal
Jangal

آواز عاشقانه ی مادر در گلو شکست... حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست... دیگر دلم هوای سرودن نمی کند... تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست ..........«بادا» مباد گشت و «مبادا»‌به باد رفت... «آیا» ز یاد رفت و «چرا» در گلو شکست.........«دیدگاه»

باران بهاری
پینه.jpeg باران بهاری

روی آنم نیست تا در آرزو دستی بر آرم ؛ ای خوش آن دستی كه دارد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
آناهیتا
توسط پیامک در قیصر امین پور

هیچکس برایت از دست دوستی تکان نمیدهد.

نـی لـو فـر
نـی لـو فـر

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟/// شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟/// پر می‌زند دلم به هوای غزل، ولی گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟/// گیرم به فال نیک بگیرم بهار را/// چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟/// تقویم چارفصل دلم را ورق زدم ///آن برگ‌های سبزِِ سرآغاز سال کو؟/// رفتیم و پرسش دل ما بی‌جواب ماند/// حال سؤال و حوصله‌‌ی قیل و قال کو؟///

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
آناهیتا

را ورق میزنم به دنبال نامیـــــــــــــ که گم شد در اوراق زرد و پراکندۀ این کتاب قدیمی به دنبال نامی که من... -من شعر هایم که من هست و من نیست- به دنبال نامی که ... -توی تمام غزل ها- به دنبال نامی که او... به دنبال اویی که کو؟

آناهیتا
آناهیتا

وقتی جهان از ریشه ی جهنم و آدم از عدم و سعی از ریشه های یأس می آید وقتی که یک تفاوت ساده در حرف کفتار را به کفتر تبدیل می کند باید به بی تفاوتی واژه ها و واژه های بی طرفی مثل نان دل بست نان را از هر طرف بخوانی نان است !