دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شهدا در قهقهه مستانه شان و شادی وصول شان عند ربهم یرزقون اند...

جزئیات گروه

شناسه 226
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 1536 پست
عضو 293 کاربر
طرفدار 25 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 108
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 148
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 69

کاربران گروه

(290 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دارالشهدا
شناسه‌: 226 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیرحسیــن  :-)
1339360226305021_large.jpg امیرحسیــن :-)

مطمئنم همان طور که و پرچم سرخ انتقامش فراموش شدنی نیستند ، هم فراموش نخواهند شد

امیرحسیــن  :-)
61425315619269410819498180857716657236.jpg امیرحسیــن :-)

گفتند حسین خرازی را آورده اند بیمارستان. رفتم عیادت . از تخت پایین آمد و بغلم کرد.گفت : دستت چی شده؟ دستم شکسته بود. گچ گرفته بودمش. گفتم هیچی حاج آقا! یه ترکش کوچیک خورده شکشته. خندید. گفت : « چه خوب ! دست من یک ترکش بزرگ خورده قطع شده .»

امیرحسیــن  :-)
xlnopg57og9rlxmmf9f.jpg امیرحسیــن :-)

خط مقدم جبهه بود. گردان به میدون مین که رسید، مثل همیشه قرار شد تعدادی از رزمنده ها برن و معبر باز کنن. چندتاشون داوطلب شدن و رفتند. او هم رفت. چند قدم كه رفت، برگشت. 15 سال بیشتر نداشت. یعنی ترسیده بود! .... خب! ترس هم داشت! .... اما .... نه .... پوتین هاشو از پاهاش در آورد و داد به یکی از بچه ها و گفت: تازه از گردان گرفتم. حیفه! بــیــت الــمــالــه...!! و ... پابرهنه رفت...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
1308080876.jpg امیرحسیــن :-)

لحظه ای با شهدا ...

امیرحسیــن  :-)
96127_382.jpg امیرحسیــن :-)

پدرش را چگونه در فکر فروبرده ...خوبه که مادرش نیست. اگر بود والله....

امیرحسیــن  :-)
12_8804231371_L600.jpg امیرحسیــن :-)

گوشهایت را دادی تا ما چشم و گوشمان باز شود چشم و گوشمان که باز نشد هیچ ، ..... بماند

امیرحسیــن  :-)
23_11315594225.gif امیرحسیــن :-)

یه روز یه ... ترک و رشتی و اصفهانی و لر و عرب و کُرد و بلوچ و ... ! تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و به فکر شکستن قفل دوستی ما افتادند و از آن پس "یه روز یه ... بود" را کردند جوک تا این ملت، به جای حماسه های اقوام این سرزمین که به عشق همدیگر، حتی جانشان را هم نثار کرده اند، به "جوک ها " و "طعنه ها" و "تمسخرها" سرگرم باشند و چه قصه غم انگیزی... و اما ای شهدا باز شر منده ایم پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
20720359661798649801915047217213174146255.jpg امیرحسیــن :-)

یه روز یه اصفهانی بود... اسمش حسین خرازی وقتی عراقی ها به کشورش حمله کردند، جانش را برداشت و با خودش برد دم توپ و گلوله و خمپاره. کارش شد دفاع از مردم سرزمینش، از ناموس شان و از دین شان. آنقدر جنگید و جنگید تا در یکی از روزهای آن جنگ بزرگ، خونش بر زمین ریخت و خودش به آسمان رفت.

امیرحسیــن  :-)
0.31167200 1270284569mbaker13.jpg امیرحسیــن :-)

یه روز یه ترک بود ، یه رشتی ، یه اصفهانی ، یه لر ، یه عرب ... یه روز یه ترکه میره جبهه، میشه فرمانده، جلو چشش داداشش شهید میشه،بهش میگن جنازشو برگردون! میگه اینجا پر از داداشای منه کدومشونو برگردونم؟ داداششو کنار سایر شهدا باقی میذاره و برمیگرده

امیرحسیــن  :-)
1335790133918807_large.jpg امیرحسیــن :-)

يادمان باشد که شهدا حسين وار رفتند تا ما حسينی بمانيم ... !

امیرحسیــن  :-)
307securedownload10.jpg امیرحسیــن :-)

شهادت بازی بر دار نیست! بازی بر،دار است!

J_a_♥_a_D
18202_414275271974845_352828182_n.jpg J_a_♥_a_D

قدیما عکس های عاشقانه اینجوری بود . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرحسیــن  :-)
1335954175525635_large.jpg امیرحسیــن :-)

عشق یعنی قصه عباس و آب در " طلاییه " غروب آفتاب عشق یعنی چشم‌ها غرق سکوت در درون سینه، اما انقلاب عشق یعنی آسمان غرق خون در شلمچه گریه‌گریه.... تا جنون

باران بهاری
بی ادعا.jpg باران بهاری

عشق، شوری در نهاد ما نهاد ؛ جان ِ ما در بوتهٔ سودا نهاد...