دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شهدا در قهقهه مستانه شان و شادی وصول شان عند ربهم یرزقون اند...

جزئیات گروه

شناسه 226
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 1536 پست
عضو 293 کاربر
طرفدار 25 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 108
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 148
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 69

کاربران گروه

(290 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دارالشهدا
شناسه‌: 226 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
ツ سارینا ツ
604_373225409432387_414054228_n.jpg ツ سارینا ツ

گفت :دوباره دارن میارن ! بعد با یه لحنی گفت یه و یه !! یاد حرف شهیدی افتادم که وقتی پسرشو آوردن ترازوی آشپزخونه رو گذاشت و وزن کرد ۳ کیلو و ۵۰۰ گرم بود. رو کرد به مادر شهید و گفت حاج خانوم غصه نخوریا! دقیقا همون وزنیه که بدنیا اومد . بی کم و کاستی !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
مسافر...
234062.jpg مسافر...

اللیل لیلِ عزاست.......کربلا غوغا بپاست

این ارسال را بازنشر کرده است.
مسافر...
234060.jpg مسافر...

شیعیان از نو شد ماه محرم.......با ناله و غم

امیرحسیــن  :-)
1 (43)(2)41745452045.jpg امیرحسیــن :-)

«ژوان کورسل» از شهدای فرانسوی جنگ است. به گزارش رجانیوز، وی پس از این‎که در فرانسه به تشیع گروید، نامش را به کمال تغییر داد و برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه قم رفت. وی سپس به سپاه بدر پیوست و در عملیات مرصاد و در سن ۲۴سالگی در شهر اسلام‎آباد شهید شد. او هم‎چنین دو کتاب «چهل حدیث» و «مسأله حجاب» را به زبان فرانسه ترجمه کرد. از او نقل شده است که: «دعای کمیل باعث شیعه شدن من شد.»

این ارسال را بازنشر کرده است.
شــِــیـــــدآ
شهید-معرفت-و-وفا-300x196.jpg شــِــیـــــدآ

به كه -- چشم من داد از آن آب روان تصویرم‏ --باید این دیده و این دست دهم قربانی‏ ---تا كه تكمیل شود حج من و تقدیرم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
وارگی.png باران بهاری

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

شهدا! نمیشه دست ما رو هم بگیرید و ببرید پیش خودتون؟! اینجا دیگه جایی برا زندگی کردن نیست! دیگه تو این شهر نمیشه نفس کشید! شهدا دلمون تنگتونه!

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

دخترکی سه ساله بود که پدرش آسمانی شد... دانشگاه که قبول شد،همه گفتند:با سهمیه قبول شده!!!! ولی هیچ وقت ندانستند کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد"بابا " یک هفته در تب سوخت...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
1337026793999713_large.jpg امیرحسیــن :-)

می گفتند چرا برنمی گردی عقب با این همه ترکش ؟)) می گفت آدم برای این خرده ریزها که بر نمی گرده . ترکش باید اندازه لیوان باشه تا آدم خجالت نکشه برگرده عقب!!! آخر سر هم با یکی از همین ترکش های لیوانی رفت . عقب ؟ نه ! بهشت ...

امیرحسیــن  :-)
193_n.jpg امیرحسیــن :-)

معنای انتظار را باید از مــــــــادران شهیدان گمنام پرسید ما چه میفهمیم دلتنگی غروب جمعه اش را .... دستاتو میبوسم مادرم

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

زمانه چقدر عوض شده ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
___ç_î_» _à_ص_à_» _______د___ç_î.JPG امیرحسیــن :-)

لبخندهای خاکی ...