دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شهدا در قهقهه مستانه شان و شادی وصول شان عند ربهم یرزقون اند...

جزئیات گروه

شناسه 226
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 1536 پست
عضو 293 کاربر
طرفدار 25 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 108
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 148
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 69

کاربران گروه

(290 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دارالشهدا
شناسه‌: 226 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیرحسیــن  :-)
~4.jpg امیرحسیــن :-)

بسم الله را گفته و نگفته شروع کردم به خوردن. حاجی (حاج ابراهیم همت) داشت حرف می زد و سبزی پلو را با تن ماهی قاطی می کرد هنوز قاشق اول را نخورده، رو به عبادیان کرد و پرسید: عبادی! بچه ها شام چی داشتن؟ - همینو - واقعاً؟ جون حاجی؟ نگاهش را دزدید و گفت: تُن را فردا ظهر می دیم. حاجی قاشق را برگرداند. - حاجی جون به خدا فردا ظهر بهشون می دیم. حاجی همینطور که کنار می کشید گفت: به خدا منم فردا ظهر می خورم.

این ارسال را بازنشر کرده است.
motefavet
01.jpg motefavet

بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر ظاهرشان را شبیه کنند، کار تمام است. نه، باید مانند شهدا زندگی کرد.

مسافر...
409354_104313036396545_323151167_n.jpg مسافر...

سلام بر عاشقان

شــِــیـــــدآ
hejrat.jpg شــِــیـــــدآ

یا ولدی، قد ماتَ شهیداً من ماتَ على دینِ المحبوب»»» پسرم هر که در بمیرد قطعا#شهید است....!!!

yase kabud
yase kabud

این روزها بوی فراموشی می آید... من اینجا ... در قصه خیس این دنیا ... وجودم مچاله شد ... کاری کن ای ... بعضی وقت ها ... نمی دانم در میان این گرد و غبار گناه در این دنیا ... با که می توان از بی قراری گفت ؟! ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
20720359661798649801915047217213174146255.jpg امیرحسیــن :-)

دستم شكسته بود اومدم بیمارستان و گچ گرفتمش گفتند: حسين خرازى رو آوردند بيمارستان تا رفتم عيادتش ، از تخت اومد پائين بغلم كرد و گفت: دستت چى شده؟ گفتم: هيچى حاج آقا! يه تركش كوچيك خورده و شكسته خنديد و گفت: چه خوب! دست من يه تركش بزرگ خورده و قطع شده... خاطره ای از زندگی سردار شهید حاج حسین خرازی

امیرحسیــن  :-)
Sh.Zeynoddin 2.jpg امیرحسیــن :-)

ساعت ده ، یازده شب بود که اومد خونه حتی لای موهاش هم پر از شن بود سفره رو انداختم تا شام بخوریم گفتم: تا شما شروع کنی ، من میرم لیلا رو بخوابونم گفت: نه! صبر می کنم تا بیای با هم شام بخوریم ... ... وقتی برگشتم دیدم پوتین به پا خوابش برده داشتم پوتین هاش رو در می آوردم که بیدار شد گفت: داری چیکار می کنی؟ می خوای شرمنده ام کنی؟ گفتم: نه! آخه خسته ای سر سفره نشست و گفت: تازه می خوایم با هم شام بخوریم ... خاطره ای از زندگی سردار شهید مهدی زین الدین

yase kabud
0.794603001296895501_taknaz_ir.jpg yase kabud

از من كه سالهاست از او دورم سلامم را برسان ... و مرا به نام كوچك به يادش بياور و براستي چه تفاوت دارد نام كوچكم يونس باشد كه اسير درياي خويشتن شد يا يوسف كه زنداني يك غفلت ... سلامم را برسان و بگو كسي اينجا دلش براي تو تنگ شده است ... سلامم را برسان از من كه عمري است به خانه اش سري نزده ام ...سلامم را كه رساندي لحظه اي بمان ... شايد برايم پيامي داشته باشد و شايد لبخندي تا به حرمت اين تاول هاي شكوفا شده بر تنت و آن سرفه هاي ممتد شبانه ات مرا به ياد بياورد ... لحظه اي بمان تا به خاطر شب هاي طولاني درد كشيدنت و صبح هايي با لبخندهاي دروغينت مرا به نام بخواند ... سلامم را كه رساندي لحظه اي بمان شايد براي بخشيدنم بهانه اي بيابد ... مي روي اما يادت باشد سلامم را به برسان ...

امیرحسیــن  :-)
xokhgno1xss45oa7epnz.jpg امیرحسیــن :-)

در تفحص شهداء دفترچه یادداشت یک شهید ۱۶ ساله پیدا شد که گناهان هر روزش را در آن یادداشت می کرد ٬ گناهان یک روز او این ها بود : ۱ - سجده نماز ظهر طولانی نبود . ۲ - زیاد خندیدم . ۳ - هنگام فوتبال شوت خوبی زدم که از خودم خوشم آمد . راوی در سطر آخر اضافه کرده بود که: دارم فکر می کنم چقدر از یک پسر ۱۶ ساله کوچکترم

مسافر...
248405_350130255070568_2072030931_n.jpg مسافر...

جای شهدا خالی

امیرحسیــن  :-)
307securedownload10.jpg امیرحسیــن :-)

شهـــــدا،دعا داشتند ادعا نداشتند. نیایش داشتند نمایش نداشتند. حیا داشنتد ریا نداشتند. رسم داشتند اسم نداشتند. شادی روح شهـــدا صلـــوات

این ارسال را بازنشر کرده است.
شــِــیـــــدآ
66896869374256057333.jpg شــِــیـــــدآ

وداعِ همســـــر وفرزندانِ حاج محمد مهدی کازرونی--فرمانده دلیر عملیات لشگر41 ثارالله

motefavet
shohada.jpg motefavet

حب الحسین رشته ی تحصیل ماست/ دانشسرای عشق وجنون شهرکربلاست/ دررشته ی امام شناسی موفقیم /موضوع بحث....سینه زدن پای روضه هاست/ تاروزحشر مدرکمان رانمیدهند /برگ قبولی همه درپوشه ی خداست /پایین کارنامه هرکس نوشته است /این مهرسرخ مهرشهنشاه کربلاست

yase kabud
yase kabud

ای خوبی بی نهایت! رفتی که با دست هایت/ بر بام فردا نشانی این میهنت را ...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

گفت:اسکله چه خبر ؟؟؟ گفتم:منتظر شماست بری شهید شی !!! خندید و رفت ، وقتی جنازشو آوردن گریه ام گرفت. گفتم:من شوخی کردم ، تو چرا شهید شدی ...