سید قاسم
چه سخته واقعیت رو فهمیدن...چه سخته تند تند پلک برنی جلو خوانوادت تا اشکات نریزه....
سید قاسم
دویی از خود بیرون کردم یکی دیدم دو عالم را // یکی جویم یکی گویم یکی دانم یکی خوانم
سید قاسم
تابش جان یافت دلم وا شد و بشکافت دلم // اطلس نو بافت دلم دشمن این ژنده شدم
سید قاسم
تو ز سرمستان قلاووزی مجو // جامه چاکان را چه فرمایی رفو؟!
سید قاسم
امروز همان فردای است که دیروز منتظرش بودی........
سید قاسم
در حق او مدح و در حق تو ذم // در حق او شهد و در حق تو سم
سید قاسم
در حق او نور و در حق تو نار // در حق او ورد و در حق تو خار
سید قاسم
آخه مگه من چی دارم که میگی من برات زیادم..........!!!!!!
سید قاسم
ما بری از پاک و ناپاکی همه // از گرانجانی و چالاکی همه
سید قاسم
در حق او نیک و در حق تو بد //در حق او خوب و در حق تو رد
سید قاسم
صد هزاران ساله زان سو رفته ام//گفت ای موسی از آن بگذشته ام
سید قاسم
رفیق من سنگ صبور غمهام / به دیدنم بیا که خیلی تنهام هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم / چه دنیای رو به زوالی دارم مجنونم و دل زده از خیلیا / خیلی دلم گرفته از خیلیا ...
سید قاسم
وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی. که بس دور است بین ما ....
سید قاسم
یکی را باز دیده بر دوخته ست// یکی دیده ها باز و پر سوخته ست