سید قاسم
در طبع جهان اگر وفائی بودی//نوبت بتو خود نیامدی از دگران
سید قاسم
این همه قصه فردوس و تمنای بهشت//گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست
سید قاسم
روییده زتربت شهیدان، گل سرخ / پیغام شهید است به دوران، گل سرخ//تا جان دگر فدا کند رهبر را / روییده هزار باغ و بستان، گل سرخ . . .
سید قاسم
عاشق نشدی زاهد دیوانه چه می دانی//بر شعله نرقصیدی پروانه چه می دانی
سید قاسم
شبی به کلبه احزان عاشقان آیی//دمی انیس دل سوگوار من باشی
سید قاسم
نفخ نفخت کرده ای در همه دردمیده ی//چون دم توست جان نی بی نی ما فغان مکن
سید قاسم
دردیست غیر مردن کان را دوا نباشد//پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن؟
سید قاسم
از من گذر، تا تو هم در بلا نیفتی//بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن
سید قاسم
ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها//خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن
سید قاسم
منکر پار شده ست او که مرا یاد نماند//ببر انکار از او و دم اقرارش ده
سید قاسم
دیده سیر است مرا جان دلیر است مرا/زهره شیر است مرا زهره تابنده شدم
سید قاسم
مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم/دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
سید قاسم
نقش می بینی که در آیینه ای است/نقش توست آن نقش آن آیینه نیست
سید قاسم
ور بگویم شرح های معتبر/تا قیامت باشد آن بس مختصر
سید قاسم
تازیانه برزدی اسبم بگشت/گنبدی کرد و ز گردون برگشت