من علیرضا هستم
فکـرش را بکُن ... پُشت ِ میــز نشسته باشی ... نــاگهـان بــوی ِ تنش تــو را از عــالم ِ خیــال بیـرون آورد و تـو از تــرس ِ اینکه همین ِ خیــال ِ کوچک بر بــاد نــرود هـرگــز ســرت را بــالا نیــاوری !!
من علیرضا هستم
زنده باد گم شدن دوستت دارم ها ؛ در همهمه ی باد و برگ و باران زنده باد پاییز!
من علیرضا هستم
ترانه های پاییز همه عطر باران دارند٬ رادیو که عاشق باشد ترانه هایش این روزها پاییزی می شود با طعم باران.
من علیرضا هستم
رنگ چشم های لجبازت را طنین غریبه ی صدایت را دوست دارم حالا باز برای من حروف فاصله را زمزمه کن ٬ می دانم امتداد این لجبازی می رسد به تنهایــــی !
من علیرضا هستم
به من بدهکاری ٬ یک شانه برای اشکهایم و یک لحظه ٬ برای سیر دیدنت . خلوت نشین آرام من !
من علیرضا هستم
تک پریدن را دوست ندارم ٬ بالهایم مال تو . اگر دوست داری بپر !
من علیرضا هستم
نمی شود کسی را بد دانست و بد دید و بد قضاوت کرد ٬ وقتی پای دلت را به خوبی امضا کرده است .
من علیرضا هستم
شانه می شوم یک روز ٬ اگر چشم هایت اذن باران دهد ...
من علیرضا هستم
تسلیم . هیچم ٬ هیچ ! دیگران همه چیزند ...
من علیرضا هستم
آدمهای بند زده را کسی نمی بیند ...
من علیرضا هستم
چقدر باید برای رسیدن به دست هایت طفره بنویسم و زیرچشمی عاشقی کنم ! تا کجای دوشنبه های بوی پیراهن تو ؟ ...
من علیرضا هستم
چه گناه بزرگی ست تو را از تو خواستن ! این را به شاعر ترنج ها هم گفتم ٬ گفت : دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا جان رسد به جانان یا جان ز تن در آید
من علیرضا هستم
تو که یادت هست ؟ مرغ سحر می خواندی و دلت که آشوب می شد زمزمه ی ساده ی جمله ها آرامت می کرد ٬ که ... کی اشکاتو پاک می کنه ؟ تو که یادت هست ؟ همه ی دیروز را یک به یک پاک می کنم به هوای اینکه تو یادت هست و ... یادم هست !
من علیرضا هستم
بن بست عجیبی ست...... امنیت عجیبی دارد این چهاردیواری . راه نفوذی نیست