من علیرضا هستم
چطور می شود عاشق بود و چشم دیدن هم را نداشت ! بازی در می آورد، عشقی که کار دستمان داد خانه که نداریم ، هوا روی سرمان خراب می کند .
من علیرضا هستم
تمام پل های پشت سرت را خراب کن. اگر پشت سرت ارزش ماندن داشت جلوتر نمی آمدی . .....
من علیرضا هستم
این روزها شبیه ماهی مرده ام ...کوچکتر از آنم که از پس این امواج برایم ...چشمهایم را میبندم و میروم کوله ام سنگین است و دلم ...اما تو دلواپس نباش.
من علیرضا هستم
کسی که یک بار رفته اگر هم برگرده یادت باشه دیگه راه رفتن رو یاد گرفته !!!
من علیرضا هستم
اونی که دستاشو اینقد محکم گرفتی... دیروز عاشق من بود... دستانت را خسته نکن... محکم یا آرام... فردا تو هم تنهایی...!!!
من علیرضا هستم
یه جایی باید دست آدمارو بگیری و نگهشون داری صورتشونو میون دستات محکم بگیری و بگی: ببین من دوســــــــــت دارم... نــــــــرو
من علیرضا هستم
آدمــها کنــارت هستند. تا کـــی؟ تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند. از پیشــت میروند یک روز... کدام روز؟ ...وقتی کســی جایت آمد. دوستــت دارند. تا چه موقع؟ تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند. میگویــند عاشــقت هســتند برای همیشه. نه... فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود. و این است بازی باهــم بودن
من علیرضا هستم
خداجونم.... همه وجودمو همه اشکامو میدم واسه خودت از همشون خسته شدم.... خسته....
من علیرضا هستم
مغزم سیگار میکشد من ته سیگار هایش را مینویسم
من علیرضا هستم
از من خسته شدی ؟ یا که تنهایی آزارت می دهد؟ به هر حال من که نمی فرو شمت!
من علیرضا هستم
این بار که بیایی شبیه یاقوت* انتظار را آبستن شده ام...
من علیرضا هستم
کتاب دلم پر شده از شعرهای نخوانده برای تو دلم را برگردان، این پاییز مردود سهم من نیست ...
من علیرضا هستم
دلم را از کوچه های بی تو جمع کرده ام دیشب خواب دیدم همراه باران آمدی...باور کن