من علیرضا هستم
روزگار عجیبی است روزگار ما ! امروز هر رهگذری دلی برای تقدیم کردن در دست دارد و هر ژنده پوشی کاسه ای برای گدایی محبت امروز هم آغوش تو هستند و فردا تو را پشت سر می گذارند لحظه ای تمام دنیایشان هستی و دمی دیگر بی ارزش و تمام شدنی روزگار عجیبی است روزگار ما ...
من علیرضا هستم
طعم غم، همان طعم آشنای همیشگی، زیر زبانم و انتظاری غریب روی چشمانم لانه کرده است تو نبودی، صدایم در خلوت پوسید و حرفهایم خشک شد ...
من علیرضا هستم
باز من هستم و حسرت نبودن تو ...
من علیرضا هستم
رهایم کنید تا با فریاد سکوت بگویم دیگر دوستیتان را نمی خواهم.
من علیرضا هستم
همین روزها بر روی زمین آنجا که تو بالهایم را چیده ای دست از نفس کشیدن بر می دارم دلی اگر مانده بود ،بردار ببخش به آنانکه عشق را بازی کرده اند ...
من علیرضا هستم
گاهی ترا می نویسم با عِطر یاس .....گاهی تو را می نویسم با اشک وآه.....بانو...
من علیرضا هستم
دوس دآرم دستمو خط خطی کنمـ
من علیرضا هستم
پرسیدم سـیگارو ترک کردی؟ گفت نه! کبریتـ رو ترکـ کردم... سـیگارو با سیگار روشن میکنم...!
من علیرضا هستم
تمام عاشقیت همین بود/به تلنگری پاشیدی /به جمله ای نالیدی/به کلمه ای رفتی/تمام عاشقیت ادعا بود...
من علیرضا هستم
تو س ی گ ارو خامـ وش کـن تا بگمـ : چطور میشهـ با گ ری هـ اَم دود شد چطور میشهـ با خنده اَم ز خ مـ خورد چطور میشهـ با عشـق نابـ ود شد
من علیرضا هستم
با تو بودن ای کــاش تا ابد ممکن بود . . .
من علیرضا هستم
دلــــــم یه زندگــــی جـــدید میخواد با آدمــــای جدید ، حتی از اینجا هم خسته شدم ... پر از حرفــــای ناتمومم اما سکوت میکنم ...
من علیرضا هستم
عشق من شبیه باران نیست كه گاهى بیاید و گاهى نه عشق من شبیه هواست ساكت ! اما همیشه در اطراف تو . . .
من علیرضا هستم
نمـی دآنـم از دلـتنـگـی عـآشقـتـرم یـآ از عـآشـقـی دلتنگـ تـر! فقـط مـی دآنـم در آغـوش منـی بـی آنـکـه باشـی و رفـتی بـی آنـکـه نبـآشـی
من علیرضا هستم
با کمـ ـبود دست هایت چه کنــم؟؟؟