دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

velveshia

velveshia
زن - مجرد
امتیاز: 2337.95

دنبال‌شدگان

(496 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(259 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

velveshia
velveshia

سلام ظهر آدینتون بخیر...........

علی
علی

سلام به همگی

نوید شایسته
نوید شایسته

کجایی ؟؟

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط در ب در

راحیل @هیــــــــــوا

velveshia
velveshia

اون (دختر) رو تو يک مهموني ملاقات کرد و آخر مهماني، دختره رو به نوشيدن يک قهوه دعوت کرد، دختر شگفت زده شد اما از روي ادب، دعوتش رو قبول کرد. توي يک کافي شاپ نشستند، پسر عصبي تر از اون بود که چيزي بگه، دختر احساس راحتي نداشت و با خودش فکر مي کرد، “خواهش مي کنم اجازه بده برم خونه…” يکدفعه پسر پيش خدمت رو صدا کرد، “ميشه لطفا يک کم نمک برام بياري؟ مي خوام بريزم تو قهوه ام.” همه بهش خيره شدند، خيلي عجيبه! چهره اش قرمز شد اما اون نمک رو ريخت توي قهوه اش و اونو سرکشيد. دختر با کنجکاوي پرسيد، “چرا اين کار رو مي کني؟” پسر پاسخ داد، “وقتي پسر بچه کوچيکي بودم، نزديک دريا زندگي مي کردم، بازي تو دريا رو دوست داشتم، مي تونستم مزه دريا رو بچشم مثل مزه قهوه نمکي. حالا هر وقت قهوه نمکي مي خورم به ياد بچگي ام مي افتم، زادگاهم، براي شهرمون خيلي دلم تنگ شده، برا والدينم که هنوز اونجا زندگي مي کنند.” همينطور صحبت مي کرد، اشک از گونه هاش سرازير شد. دختر شديدا تحت تاثير قرار گرفت. يک احساس واقعي از ته قلبش. مردي که مي تونه دلتنگيش رو به زبون بياره، اون بايد مردي باشه که عاشق خونوادشه، هم و غمش خونوادشه و نسب

گـلـپــری
گـلـپــری

آواتـــــــــــــارم قشنگههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

amir7015
amir7015

بدررود

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

هنر کردی....

aynor
aynor

سلام روزبخير دنبالريون

حسیـــــن
حسیـــــن

سلام به همه دوستان گلم

AnoøSHa
hello.jpg AnoøSHa
توسط موبایل در دوره

saaalaaaAAAMM Sob B kheeeeYrrr

meysam
meysam

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااام علیکم حال همگی خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

velveshia
velveshia

در یک پارک زنی با یک مرد روی نیمکت نشسته بودند و به کودکانی که در حال بازی بودند نگاه میکردند. زن رو به مرد کرد و گفت پسری که لباس ورزشی قرمز دارد و از سرسره بالا می­رود پسر من است . مرد در جواب گفت : چه پسر زیبایی و در ادامه گفت او هم پسر من است و به پسری که تاب بازی می­کرد اشاره کرد . مرد نگاهی به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد :... سامی وقت رفتن است . سامی که دلش نمی­آمد از تاب پایین بیاید با خواهش گفت بابا جان فقط 5 دقیقه . باشه ؟ مرد سرش را تکان داد و قبول کرد . مرد و زن باز به صحبت ادامه دادند . دقایقی گذشت و پدر دوباره فرزندش را صدا زد : سامی دیر میشود برویم . ولی سامی باز خواهش کرد 5 دقیقه این دفعه قول میدهم . مرد لبخند زد و باز قبول کرد . زن رو به مرد کرد و گفت : شما آدم خونسردی هستید ولی فکر نمی­کنید پسرتان با این کارها لوس بشود ؟ مرد جواب داد دو سال پیش یک راننده مست پسر بزرگم را در حال دوچرخه­سواری زیر گرفت و کشت . من هیچ­گاه برای تام وقت کافی نگذاشته بودم . و همیشه به خاطر این موضوع غصه می­خورم . ولی حالا تصمیم گرفتم این اشتباه را در مورد سامی تکرار نکنم . سامی فکر می­کند

velveshia
velveshia
در مشاعره

از ابر اندرآمد به هنگام نم..... جهان شد به کردار باغ ارم

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

تکراری