2yousef
تنها این کوه است که اگر به او بگویی دوستت دارم او نیز بلند فریاد می زند: دوستت دارم دارم دارم…
2yousef
تو نمیتونی تو دنیات عاشق کسی بمونی / حتی یادت بهت ندادن سر وعده هات بمونی / تو برای وقنی که عشقو تو دلت باور نداری / هر کی عاشق تو بشه دوست داری تنهاش بزاری
2yousef
پیاده رو برفی ؛ پیاده رو آفتابی ؛آدمها شتابان؛ آدمها سرگردان؛شهر ، شهر اما خالیست ، وقتی تو نباشی.
2yousef
آنچه درویش کشد از دل ـ دیوانه ی اوست / چه کند دل، كه خراب ـ ره مستانه اوست/ ره مستانه كجا باده اين درويش است/ باده را دل به تمناي دل ـ درويش است
2yousef
من در میهمانی نگاه تو ... روزه شک داری نگرفتم ...
2yousef
دیشب آسمان داشت خودی نشان میداد ... رقص نور و صدا و سمفونی باد و باران ... حدِ بلندیِ صدایِ رعدش معلوم بود ... بعد از یکی دوبار گوش عادت میکرد بهش ... اما ناگهان غرشی بلندتر از همه رعدهای قبلی زد ... صدای مهیبی بود ... اما از ته دلش بود ... حس کردم چیزی ته دلش تیر کشیده ... با خودم گفتم یقینا بوی عطر آشنائی به مشامش رسیده که اینگونه دلتنگیش را فریاد زده ... آخر عطرها دقیقا عمق وجود هر موجودی را نشانه میگیرند ... تیرشان خطا هم نمیرود ...
2yousef
ما شروع کردیم به حرف زدن با خودمان و گاهگاهی با دیوار و کف چوبی
2yousef
مقدارانرِژی آزاد شده در زلزله
2yousef
یک نفر امد قرارم را گرفت / برگ و بار و شاخسارم را گرفت
2yousef
سالهاست که معنای این را نفهمیده ام “رفت و آمد” یا “آمد و رفت” ؟ آدمها میروند که برگردند ، یا میآیند که بروند . . . ؟
2yousef
من؛ ذره های غبارِ نشسته بر اندوه تارهای عنکبوتِ کنجِ خیال توام ، که با کوچکترین عبور هوا نیست می شوم؛ گم، در هوای سال های پس از تو.....
2yousef
از تنهایی می ترسم ، لحظه ای که تو را . به بادهای شرقی می سپارد . شعر، جای خالی تو را در حجم مبهم این اتاق . پر نخواهد کرد