بیتـا
پیــراهن سفید تا روی پایش میرسید .. بافـهها روی دو پستـانش بود ...
بیتـا
- آینده ی خود را چگونه میبینید ؟ - به نام خدا ، قهوه ای رنگ : )
بیتـا
آنقدر کم حرف و بی دردسر که نادیده گرفتنش آسانتر / پیشانی کوچکش را چسبانده بر پنجره ی سرد هواپیما / و کوهپاره ها یخ را در آبهای سیاه قطبی تماشا میکند ...
بیتـا
نه عینکی به چشم داشتند / نه کتابی خوانده بودند / فقط روزنامه ی باد آورده ای / اگر گیرشان می آمد / آرام میجویدند ...
بیتـا
زندگی : سوت پــــــ ـایـــ ـان .... همه به صف شیـــــن .../ آدمــــ ـا .. !
بیتـا
خاکستــــ ـر سیگـــــ ـارمو دنبــــ ـال نکن... به جایی نمیرسی...!!!
بیتـا
به من بگویید ، فرزانگان رنگ و بوم و قلم ! چگونه! خورشیدی را تصویر میکنید که ترسیمش ، سراسر خاک را خاکستر نمیکند.... ؟! ( حسین پناهی )
بیتـا
موهام عمرشون رو دادن به شما... تسلیت بگید بهم بچه ها : (
بیتـا
Listening to the Night ...
بیتـا
بافتن مو ... با قلاب .. مثلن ! . . .
شازده احتجـاب
14 سال و 3 ماه و 1 ساعت و 23 دقيقه قبل