بیتـا
پیــراهن سفید تا روی پایش میرسید .. بافـهها روی دو پستـانش بود ...
بیتـا
صدای گرفته ... صدایی با سِگِلمه های تو هم ..! آره ، صدای دستمه . دستایی که دستاش رو میخواد ... همون جفتش ... .. .
بیتـا
بالماسکه ها پرسه میزدنند تو خیابونا ... دنبال چهره ی پلاسیده ... امــــ ـان ..!!
بیتـا
زندگی .... بهتر از اینم میشه ؟
بیتـا
دستـــ ـانت.... از جنـــ ـس شیشه بود... خرده شیشــــ ـه داشت....!!!
بیتـا
در اقیانوس نمیدونم ها..... / غرقــــــ ـم....
بیتـا
بدترين شکل دلتنگي براي کسی آن است که در کنار او باشی و بداني که هرگز به او نخواهی رسيد ....
بیتـا
...همین بود همه ی آنچه این یکی دو هفته نوشته بود و صبح به صبح میخواند، سیگار به دست و منتظر تا چای دَم بکشد و با جرعه ی اول اولین پکش را بزند و یادش نیاید که او را کجا دیده است وقتی که آن همه واضحش به یاد داشت ... !
بیتـا
نفسای عمیق ... پی در پی ... همراه با خش ...! : (
بیتـا
توسط پیامک
غر غر قیلونت ... هووووم / صداش میپیچید تو فضای پوچ اتاق / وقتی فووت کردی دود شدیم بعدم هوا! من و توتون رو میگم ! فقط با یه فووت ... !
بیتـا
تو به جا سیگار پسته بشکن... ! !
بیتـا
دیگه هیچی آرومم نمیکنه... / حتی گریه ی شبانه ام...
شازده احتجـاب
14 سال و 3 ماه و 36 دقيقه قبل