دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بی‌تـا

بی‌تـا
زن
امتیاز: 5771

دنبال‌شدگان

(898 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(865 کاربر)

گروه‌ها

(49 گروه)

بازدید

بی‌تـا
بی‌تـا

پیــراهن سفید تا روی پایش میرسید .. بافـه‌ها روی دو پستـانش بود ...

بی‌تـا
jfyhqn364tv00m8pw8p.jpg بی‌تـا

طفل، پاورچین پاورچین، دور شد کم کم در کوچه ی سنجاقکها...

بی‌تـا
بی‌تـا

آسمــــون سنگین شده... خــــــــدا انگار خوابیده...

بی‌تـا
بی‌تـا

دلــــــــــــم.....دلـــــــــــ-م گرفته از خــــــــــــودم . . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
بی‌تـا
بی‌تـا

چترها را باید بست،زیر باران باید رفت.فکررا،خاطره را،زیرباران باید برد.باهمه مردم شهر،زیرباران بایدرفت.دوست را زیرباران دید.عشق را،زیر باران باید جست (سهراب سپهری)

این ارسال را بازنشر کرده است.
بی‌تـا
بی‌تـا

شکسپیر :عشق مثل آبه می تونی تو دستات قایمش کنی ولی یه روز دستات باز می کنی می بینی همش چکیده بی اینکه بفهمی دستت پر ازخاطرست....

این ارسال را بازنشر کرده است.
بی‌تـا
بی‌تـا

در سرزمین من هیچ کوچه ای به نام هیچ زنی نیست ،و هیچ خیابانی بن بست ها اما فقط زنها را می شناسد انگار در سرزمین من سهم زنها از رودخانه ها تنها پل هایی است که پشت سر آدم ها خراب شده اند این جا نام هیچ بیمارستانی مریم نیست تخت های زایشگاه ها اما پر از مریم های درد کشیده ای است که هیچ یک، مسیح را آبستن نیستند بیچاره مادر

بی‌تـا
بی‌تـا

باران باش و ببار نپرس كاسه هاي خالي از ان كيست!

بی‌تـا
بی‌تـا

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم

بی‌تـا
بی‌تـا

غم قفس به كنار ، آنچه عقاب را پیر میكند پرواز زاغكی بی سرو پاست ...

بی‌تـا
بی‌تـا

مشهد خط مترو ساختن٬ بعدِ چند سال از چین واگن خریدن از تونل بزرگتر! توش نمی‌ره!

بی‌تـا
بی‌تـا

" آس حکم " دستمان نبود ! خدا خوب ما را بُر نزده بود....

بی‌تـا
بی‌تـا

رفتیم رستوران گارسون اومده میگه چیزی میل دارین؟؟؟ گفتم پ نه پ غدامونو همین الان خوردیم گفتیم بیایم اینجا آروقشو بزنیم دور هم بخندیم!!

بی‌تـا
بی‌تـا

مگس اومده تو خونه رفتم حشره کش آوردم مامانم میگه میخوای بکشیش؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ ، میخوام بزنم زیر بغلش بوی عرق نده

بی‌تـا
بی‌تـا

و من چه بیهوده مکان را می کاوم : آنی گم شده بود...

بی‌تـا
بی‌تـا

پاهای صندلی کهنه ات در پاشویه فرو رفته....