reza
توسط موبایل در
بروبکس توییت
تو پادگان وقتی یکی میومد و یه کاری میگفت و حواله میکردیم دو سه روز بعدش نامه اضافمون میومد با موضوع"سستی در امورات محوله"..بعد هر وقت اخبار میگه فلانی جرمش "اقدام علیه امنیت ملی" یاد پادگان میفتم
reza
توسط موبایل
عشق تنهاست...و از پنجره ای کوتاه به بیابانهای بی مجنون می نگرد
reza
اعتراف میکنم هیچوقت نتونستم با گوشی لمسی ارتباط برقرار کنم همش دستم میخوره به جایی که نباید{-112-}
reza
توسط موبایل در
بروبکس توییت
بعد الان هوس یه نخ وین لایت تو همین حالت دراز کش رو تختم رو کردم{-77-}
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 49 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....