reza
مرکز اهدای خون تهران.....ساعت حول و حوش یک نصفِ شب...تا ساعت 4 آدم بود تو مرکز تازه از ساعت یک یک و نیم دیگه کسی رو راه ندادن تو
reza
شبستان امام خمینی حرم حضرت معصومه...شب 23 رمضان
reza
توسط پیامک
الان تو مرکز اهدای خون وصالم...دم ملت گرم چنان غلغله ایه
reza
انقدم نگیم حکمت خدا....زلزله همه جا هست...واکنش طبیعی زمینه....کم کاری از خودمونِ...تنها کاری که در مقابلِ زلزله میکنیم اینِ که دعا میکنیم زلزله نیاد
reza
توسط پیامک
به یادتونم..به یادم باشید..یه امشب رو
reza
دانشگاه رفتن خانم ها از بدبختی هاست
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 17 روز و 23 ساعت و 3 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....