دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محدّثه

محدّثه
زن
امتیاز: 2847

دنبال‌شدگان

(105 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(873 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

محدّثه
محدّثه

محمّدعلی جان، تولّـــدت مبــــــــــــــارک : ) ... ایشالا همیشه شاد ُ سلامت ُ موفق باشی [ @محمدعلی ]

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدّثه
محدّثه

یکم بخند بذا صدا خندت ُ بشنوم

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدّثه
محدّثه

گفت : چه حسی ؟ یه دختر کوچولوی ناراحت که لب پایینشو داده بالا ، دستاشم دور پاهاش قلاب کرده مثلن ؛ بعد هر کی میاد نازشو بکشه میگه نمی خوام ؟ گفتم : نه بابا این که دیگه خیلی لوسه ... ولی ته دلم گفتم آره حس همون دختر کوچولوی لوس ُ دارم من ...

محدّثه
محدّثه

یادم میاد که تو دبیرستان یه سری دبیر داشتیم که برا سوالای صحیح / غلط میگفتن دلیل نادرست بودن را بنویسید ، اصولن این معضل ُ با دبیر شیمیا داشتیم

محدّثه
محدّثه

امیدوار بود آدمى به خیر کسان / مرا به خیر تو امید نیست ، شر مرسان ... [ تو برخورد با یه سری آدما باید یه پلاکارد بگیری دسِت این بیت رو هم با آب طلا روش بنویسی ، همچی که هم خودت یادت نره هم طرف مقابل در جریان قرار بگیره اساسی ! ]

محدّثه
محدّثه

یه موضوعی که همیشه ذهن منو قلقلک میده اینه که چرا تو فیلم ُ سریالای ایرانی هر وخ کسی منتظر تاکسی وامیسته یه تاکسی خالی جلو پاش ترمز میزنه اصن مثکه نمیشه در راه رضای خدا یه مسافر دیگم تو ماشین نشسته باشه بعدشم اینکه چرا همشون تاکسی دربستی میگیرن ، ینی اقده ملت مرفه بی دردن ؟! آخه کلیشه تا چه حد واقعن

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدّثه
06.jpg محدّثه

@طنیـــــــــــن هروخ که این عکس ُ میبینم یاد تو میفتم : ) ... همچنان جات خالیه و ما منتظر نوشتنت ; )

محدّثه
محدّثه

@M0H3N امروز خورشید درخشان‌تر است و آسمان آبی‌تر ؛ نسیم زندگی را به پرواز می‌کشد و پرنده آواز جدید می‌سراید . امروز بهاری دیگر است ... بعله که بهاری دیگر است اخوی مُسن با بهترین آرزوها تولدت مبارک به امید روزی که اولین آلبومت بیاد تو بازار مام ، بسیار فرهیخته پاشیم بریم بخریم [ دانلود آلبوم های موجود در بازار هرگز ] بعدش بدیم تو واسمون امضاش کنی به امید اون روز بازم تولدت مبارک

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدّثه
محدّثه

تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدّثه
محدّثه

چه سوت ُ کور شده اینجا

محدّثه
محدّثه

اینکه یه جاهایی من نمیتونم بعضی از آدما و کاراشون ُ درک کنم مشکل از اونا نیس ، یحتمل من اشتباهی َم و در جهل مرکّب ُ اینا مثلن !

محدّثه
محدّثه
توسط پیامک

یکی تعطیلات عید زود میگذره یکی این فرجه ی قبل امتحانا . آخرین روز جفتشونم آدم این شکلی ~> میشه .

محدّثه
محدّثه
توسط پیامک

بعد این همه روز شب[بلخره روز یا شب ] بیداری من امشب چه جوری باس خوابم ببره آخه این پست به نشانه اعتراض شایستی پاک شه

محدّثه
My Desk !.jpg محدّثه

منم مثه بسیاری از دوستان در اکثر مواقع روی تخت یا زمین نشستن ُ ترجیح میدم به پشت میز نشستن ولی حالا به خاطر یه بارم میشینیم پشت میز ؛ مگه چیه ؟! [ با لحن پسرخاله ی کلاه قرمزی اینا بخونین لدفن ] یه چی َم بگم درباره دوتا عروسک حاضر در عکس : اون کچله سیب زمینی ِ بند َس و همیشه باس جلو چشام باشه برای اینکه آی لاو ایشون زیادتا اون یکیَم که موهاش قرمزه به عنوان نمادی از درس خوندن در ایام درس ُ مشق جلو چشامه تا این حس ُ بیشتر از پیش در من القا نماید

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
محدّثه
محدّثه
توسط پیامک

نصف شبی سوالی که پیش میاد اینه : چرا همیشه امتحانای من از همه ی خلایق دیرتر شروع میشه از مال همم بیشتر طول میکشه