دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محدّثه

محدّثه
زن
امتیاز: 2847

دنبال‌شدگان

(105 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(873 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

محدّثه
محدّثه

اگه یه‌بار دیدین بعد سحر خوابتون نمیاد پاشید برید کامنتای زیرخاکیتونو بخونید بپوکید از خنده مثه من اینجوری

محدّثه
محدّثه
توسط پیامک

- لحظه هات چه طعمین ؟ / + گس مثه خرمالو / - آممم ! اما من هیچ وقت خرمالو دوس نداشتم / + منم !

محدّثه
محدّثه
توسط پیامک

دوستم بهم اس داده: تو که پر نداری پرستو شوی/بشین درس بخون تا ارسطو شوی

محدّثه
محدّثه

من هرچی فِک میکنم یادم نمیاد تا حالا سیزده بدر رفته باشیم واسه گردش ُ تفریح ُ اینا ، فوق ِ فوقش میریم سبزه مون رو میدیم دس ِ آب یکی ازین رودخونه های داخل شهر ، بعدش [یا شایدم قبلش] یه بستنی میخوریم ُ این جوری سیزدمون به در میشه مثلن ؛ همیشه یا روز قبلش میریم گردش [ مثه دیروز] یا اگه تعطیل باشه روز بعدش [مثه چن سال پیش] کلن خونوادگی ساختار شکن میباشیم

محدّثه
محدّثه

ما که دیگه خیـــــــــــلی وقته نمیکنیم شما چطور؟ اِ اِ شمام همینطور آورین، آورین از آشنایی با شما خوشبختیم . . . . . مامانِ محدّثه: پاشو صُب شده، خواب میدیدی؟ محدّثه: آره، چه خواب رؤیایی ای بودا

محدّثه
محدّثه
توسط پیامک

چه تلخیا ُ غمو غصه ها ُ اشکا ُ عصبانیتایی که پشت نقاب "دونقطه دی" پنهون نکردیم. بیچاره این "دو نقطه دی" های بی زبون ... : دی !

محدّثه
محدّثه

از افاضات دایی ِ بابای ِ بنده خطاب به اینجانب وقتی این شکلی ~> میباشم : تیر مژگان تو از عینک ِ پُشت ؛ خورد به قلب اخویم بنده رو کُشت / بعله با تشکر از ایشون

محدّثه
محدّثه
توسط پیامک در اعترافگاه

کاش اعترافی که امشب به خودم کردم مثه اعترافام تو مایه خنده بود!

محدّثه
Hiiiiiis.jpg محدّثه

یه وقتای َم هس که کل زندگیت خلاصه میشه تو یه کلمه : هیـــــــــــــس ! مبادا این کارو کنی فلانی بدش بیاد ، مبادا اون حرف ُ بزنی بیساری برداشت بد کنه ، مبادا طوری رفتار کنی بقیه نپسندن ، مبادا به این بی احترامی شه به اون یکی بَر بُخوره ! مبادا ،مبادا ، مبادا ... مثکه همون هیـــــــــــــس ! بهتره اصن ...

محدّثه
محدّثه

گفت هیچی ُ با خودم نمیبرم، فقط یه پاکت بهمن تا دیگه خیالت راحت باشه که برنمیگردم ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
محدّثه
محدّثه
توسط پیامک در آیات

اول مهرو من درحال غلبه بر حس یم!یه پا جهاداکبر واسه خودش،والا!

محدّثه
محدّثه
توسط پیامک

کنار رود و مشک تیر خورده/عمومون از خجالت شد، رفت...

محدّثه
محدّثه
توسط پیامک

تب و تاب یعنی من "تب" دار، "تاب" میخورم روی خیالت ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدّثه
محدّثه
توسط پیامک

میخواستم برم یکی از این کارتای اهدا عضو بگیرم،ولی دیدم مثکه هرکی از اینا میگیره بعد یه مدتی الفاتحه! خو منم ترسیدم