دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محدّثه

محدّثه
زن
امتیاز: 2847

دنبال‌شدگان

(105 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(873 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

محدّثه
07.jpg محدّثه

@بی‌تـا بیتی :ط ازین انگشتر سیبیلی ها حتا

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدّثه
محدّثه

یه وقتایی‌َم اسمایلیم میشه مثه همون دختر کوچولوی ناراحت که لب پایینشو داده بالا ، دستاشم دور پاهاش قلاب کرده مثلن ,

محدّثه
محدّثه

خودکارای رنگی‌رنگی ، دلخوشیای ساده

محدّثه
محدّثه

یه مدتیه حس پست گذاشتن ندارم اصن ، ولی واس اینکه سکوت پروفایلم ُ بشکنم یه آهنگی که دوسِش دارم ُ میذارم شایستی شمام خوشتون اومد [لینک]

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدّثه
محدّثه

به‌جای اینکه هِی دسته‌گُل به آب بدهیم بیایید کمی به گُل‌ها آب بدهیم ، والا

محدّثه
محدّثه
توسط پیامک

آتش باش، برسان خود را به گِل، بپزش تا مرز دل و بمان / کاغذ باش، برسان خود را به یار، دو سه شب قبل از بهار و بمان .. [ دنگ شو ]

محدّثه
محدّثه

خواه ناخواه آدما از هم متأثر میشن نه که از دست هم ناراحت بشنا نه منظورم اینه که از هم تأثیر می پذیرن ؛ مدل حرف زدنشون مثلن

محدّثه
محدّثه

بعدِ عمری اومدم یه جزوه بنویسما ؛ دیگه رسمن از ادامه تحصیل منصرف شدم ! : | این استادِ در عرض بیس دقه ای که من حرفاش ُ پیاده کردم شونصد دفه گُف اگه این درس ُ یاد نگیرین دیگه بدبخت میشین ، اصن بیچاره ، اصن باس برید بمیرین : | خو چرا آیه ی یأس تو گوشم تلاوت میکنی استاد محترم مهلت بده شایستی ما یادگرفتیم : | [ برای خالی نبودن عریضه صرفن ~> ]

محدّثه
2.jpg محدّثه

نه که دس خطم خوب باشه ها نع ولی خواسم یه یادگاری داشته باشم تو ، همین شایستی روزی نباشم : )

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدّثه
محدّثه

نه به من ربطی داره و نه اینکه قصد دخالت دارم ولی ولی ولی اینو بدونید که این جنگ ُ جدل های هر چن وخ یه بارتون بدجوری رو عصابه ! کاش اینارو علنی نکنیم ! کاش انقده راحت تو روز روشن گند نزنیم به دوستیا ، کاش اگه دیگه دلمون باهم نیس حرمتارو نذاریم زیر پامون لِه کنیمشون ، کاش اگه میخوایم بریم ساکت ُ بی سر ُ صدا بریم ، کاش همه چی در حد دوری ُ دوستی بود که پشت بند این صمیمیتا همش ماجرا پشت ماجرا نداشتیم ، کاش به حرمت روزای خوب به حرمت رفاقتایی که حداقل گمون میکردیم صادقانس یکم حرمت نگه میداشتیم ، کاش ُ کاش ُ کاش اینجا نمیشد میدون جنگ ... آره منم دیگه خیلی وخته که دلم با نیس تعارف نداریم که ! یه چن روزی نیومدم چون دلزده شده بودم ، آره دلم گرفته از خیلی چیزا ، خستم از دیدن ُ خوندن حرفای تکراری ، ناراحتم از شکستن شیشه های دوستی ... آره خستم خیلی خستم ... اگه یه روزی قرار باشه که نیام مطمئنن نه حذف حساب میکنم نه پستام ُ پاک میکنم نه اعلام میکنم که آقا خانم بای 4 اِِور ؛ آروم ُ بی صدا جم میکنم میرم ... اینام میذارم باشه اینجا محض خاطره به احترام همه ی روزای خوبی که با هم داشتیم ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
محدّثه
محدّثه

عقربه‌‌های ساعتی که روی ثانیه‌ی صفر متوقف شد و منی که حس میکنم این همان پایان ِ بی آغاز است

محدّثه
02.jpg محدّثه

آرزو بر جوانان عیب نیست

محدّثه
محدّثه

@ســجـی شاید شما یادتون نیاد ولی سجی حتمن یادشه اولین باری که دابل لایک زدم [ آخه حسابی حسودیش شده بود اونوختا مثه الان نبود که ، دابل لایک واس خودش یه چیزی بود ؛ هنو خز نشده بود ] چه بهانه های ساده ُ کوچیکی باعث میشد که تا چن وخ یه موضوع داشته باشیم واسه شیطنت ُ خنده چن روز پیشا که باز دابل لایک شد یهو یادم اومد عکس اولین بارم دارم اع اون آواتار جیغ جیغیه رو ببینین یادش بخیر

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدّثه
محدّثه

مداد رنگیارو تو جعبش از بزرگ به کوچیک مرتب کنی ، بعدش هی تند تند که دس بکشی بشون یه صدایی میده ؛ دوس دارم