محدّثه
یه وقتاییَم اسمایلیم میشه مثه همون دختر کوچولوی ناراحت که لب پایینشو داده بالا ، دستاشم دور پاهاش قلاب کرده مثلن ,
محدّثه
خودکارای رنگیرنگی ، دلخوشیای ساده
محدّثه
توسط پیامک
آتش باش، برسان خود را به گِل، بپزش تا مرز دل و بمان / کاغذ باش، برسان خود را به یار، دو سه شب قبل از بهار و بمان .. [ دنگ شو ]
محدّثه
خواه ناخواه آدما از هم متأثر میشن نه که از دست هم ناراحت بشنا نه منظورم اینه که از هم تأثیر می پذیرن ؛ مدل حرف زدنشون مثلن
محدّثه
عقربههای ساعتی که روی ثانیهی صفر متوقف شد و منی که حس میکنم این همان پایان ِ بی آغاز است
محدّثه
مداد رنگیارو تو جعبش از بزرگ به کوچیک مرتب کنی ، بعدش هی تند تند که دس بکشی بشون یه صدایی میده ؛ دوس دارم
پست سفارشی میکنم واست
:ط :*
14 سال و 5 ماه و 1 ساعت و 16 دقيقه قبلدیگه ازین تلفظ قشنگا بَلَت نیسم که من جیگَرِدو
آورین
با تشکرات عالیه
:ط :*
14 سال و 5 ماه و 1 ساعت و 10 دقيقه قبلخاطردو میخوام بی تلفظ قشنگ
دیونه ها
14 سال و 5 ماه و 59 دقيقه قبلحمی

14 سال و 5 ماه و 56 دقيقه قبلبیتی

14 سال و 5 ماه و 54 دقيقه قبل