#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
(31990 دفعه)
باید فراتر از خود بود . فراتر از هر آن چه که در باورمان است . باید حس هایمان را هرروز صیقل زد و هر روز درون موج دل های مان ...شنا کرد . بی عینک شنا ...بی کلاه شنا .... و رفت ته اش ... بی اکسیژن ... بی لوله غواصی ... بدون ترس و واهمه و بی بیم و هراس .
عشق هایی که می تواند باعث سلامتی باشد .. پول باشد... خنده باشد ... پدر باشد و وجود مادر... و حتی کفش و شلوار و ماشین و دوچرخه ای و کسی را که دوستش داریم و خیلی هم دوستش داریم.
هنوز سرپایم . بودنش ... به بودنی است که حکم آن خانه کاه گلی زیبا را دارد آن ... دیدنی های خوش رنگ و خوش بو و خوش طعمش آن همه ... قشنگی های خواستنی . نباشد .... همه چیز برفناست ... گم شدن است در بازار کاه و آن خانهء دل را .. تارهایی فرا می گیرد از عنکبوت وروی مبل ها و فرش هایش ... خاکی می نشیند از غبار زمان . و شیشه هایش.. مات می شود از فراموشی . و سقفش .... فرو می ریزد از غم .
شانه هایم درد می کنند کو خدایم ؟ که کمی تسکینم دهد و شانه هایم را ... بسپارم به او
خخخخخ
کاش همه مثل هم بودیم . یا بد ... یا خوب بودیم . کاش قشنگ بودیم . کاش ... اسیر هم بودیم . خوبه خوب بودیم . کاش ... رنگ هایمان همه آبی بودند یا سبز قرمز نیلی یا بنفش و زرد. کاش سفید بودیم . کاش همان بودیم که درونمان پنهانش می کنیم یا نبودیم آن چیزی که نشانش می دهیم . ولی نیستیم .
گاهی وقت ها فکر می کنم الاغ بودن هم عالمی دارد.. یا گاوی که مات و مبهوت ... بی حال و نای که دم درازش را برای مگس هایش تکان می دهد.. و برمیگردد وچشم می دوزد تو چشم هایتان .. با ان خماری گاویش !
من مال نسلی هستم که زیر باران می دوید . زیر باران شرشر عصر بهاری .... پیراهنش را در می آورد و با سینهء بچه گانه اش .. می زد به دل باران و شنا می کرد در دل آب و باد و رگبار تند بهاری و هیچ غمش نبود که وای ..مریض می شوی ...سرما می خوری و این حرفا
دیدگاه بسته بود مرسی ازخطابت
من متعلق به نسلی هستم شاد ... غمگین . عاشق . متنفر . زورگو . و .... مهربان .
من متعلق به نسلی هستم که نوار کاست گوش می دادیم و هر وقت وسط آواز گیر می داد! می گفتیم گازش گرفته !
دنیا پراز هوا است هوا پر ازآرزو ست اما دل که می گیرد ... نه دنیایی است نه هوایی آدم است و دلش
قشنگ در حد جشن تیرگان
مرسی عزیز
آره واقعا چرا؟؟؟
دیگه نمیگم آقا بچه ها شیرم کردن ببخشید
عام ولش کن ))
آدم چقدر دلش می خواهد این باشد یا آن !؟ آدم است دیگر ... یکی مثل تو ... خوب و شاد و مهربان .. یکی مثل من ... سرد و سنگ و سخت و سر !
چَََََََََََََََََشم
وقتی کسی نیست دوستت داشته باشه .... و تنهایی ... باید رفت ... حتی با دل شکسته ///////
ما سرشار از خدائیم . جز خدا چیزی نیستیم و این هنر خداوند است ؛ که در ما ریخته و هنرمند ماست .
باید فراتر از خود بود .
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 10 ساعت و 49 دقيقه قبلفراتر از هر آن چه که در باورمان است .
باید حس هایمان را هرروز صیقل زد و هر روز درون موج دل های مان ...شنا کرد . بی عینک شنا ...بی کلاه شنا ....
و رفت ته اش ...
بی اکسیژن ...
بی لوله غواصی ...
بدون ترس و واهمه
و بی بیم و هراس .