Shahdad
حکايت رفاقت من با تو، حکايت "سیگار" يست، که امروز به ياد تو سنگین سنگین کشيدم! و با هر کام، بسيار انديشيدم، که اين طعم را دوست دارم يا نه؟! و آنقدر گير کردم بين دوست داشتن و نداشتن، که انتظار تمام شدنش را نداشتم! و تمام که شد، فهميدم باز هم سیگار مي خواهم! حتي ،تلخِ تلخ ! و تازه آنجا بود که فهمیدم؛ رفتن تو اختیاری بود که اجبارش من بودم... درست مثل سیگارم... که هرچه با اشتیاق تر و عمیق تر کام گرفتم، زودتر تمام شد...
Shahdad
آهــــاي کافــــه چــــي !!! در ايــن روزهــاي پــــر رفــت و بــي آمــد ... نديــدي عــزيزي را که تمــام ِ تلاشــش در رفــتن بــود و نمــاندن ؟ اين آخــري ها خــبر ديــدنش را در کافــه اي به مــن دادنــد! اگــــر رفــته کــه هيــچ ! اگــر در پــس ِ رفتـنش آمــــدي بــود ... تــو قهــوه اي تلــخ تر از تمــامــي تلــخ هــا به حســاب مــن برايــش بريز ! اگــر از تلــخي اش گــلــه و شـکــايتــي کــرد بگــو : فــــلانــي گــفــت : ايــن تلــــخي در بــرابــر رفــتــنت هــيــچ اســت ... ! بگـو : که فلانـي در بـه در ايـن کافــه و آن کافــه ، در پــي تـو بود بــي انصــاف!
Shahdad
مردان در مسیر عشق به وسعت نامتناهی نامردند گداییه عشق می کنند تا زمانی که به تسخیر قلب زن مطمئن نیستند اما همین که مطمئن شدند نامردی را در کمال مردانگی به جا می آورند.دکترشریعتی
Shahdad
شاید میان این همه «نامردی» باید شیطان را بستاییم که «دروغ» نگفت، جهنم را به جان خرید اما «تظاهر» به دوست داشتن «آدم» نکرد...!!
Shahdad
تورامی خوانم و تورا باتمام حنجره ها صدا می کنم... ای عابرکوچه های بی کسی ام... چرادیگرقدم درچشمانم نمی گذاری؟ چرا می خواهی دراین خزان سکوت،پشت این پنجره ،چشمانم یخ بزند؟ چشمانم تمام وجودت را زمزمه می کند... درون غارتنهایی ام، برای دوریت، دلواپسی ترین ثانیه ها راسپری می کنم... تورامی خوانم... دراین برهوت غم، ثانیه ای همدم من باش؛ زیرپاهایم غم سبز شده... چشمانم را هنوز درمسیرراهت قربانی می کنم... تورامی خوانم... چرانمی آیی...؟ تورامی خوانم...
Shahdad
ببخش که صدای گریه هایت را نمیشنویم ، گوشمان از قیمت دلار و ماشین و ویلا پر شده.........
Shahdad
هرگز به دست اش ساعت نمی بست روزی از او پرسیدم پس چگونه است که همیشه سر ساعت به وعده می آیی؟ گفت: ساعت را از خورشید می پرسم پرسیدم روزهای بارانی چطور؟ گفت: روزهای بارانی همهی ساعت ها ساعت عشق است! - راست می گفت یادم آمد که روزهای بارانی او همیشه خیس بود
Shahdad
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ... تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد
Shahdad
گناه رسیدن به عشق را بگذار به حساب پای پیاده ی مجنون یا تیشه ی بی رمق فرهان وگرنه در این چند هزار سال کسی باید شیرینی عشق را به لیلی می چشاند
Shahdad
برترین عکس 2011 از دید نشنال ژئوگرافی...
Shahdad
چی شد که سیگاری شدی ؟ -یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم چی شد که ترک کردی؟ یه شب بارون میومد… دیگه تنها نبودم ! ... چی شد الکـــلی شدی و سیگار رو دوباره شروع کردی؟ ... ... -یه شب بارون میومد… دوباره تنها شدم ... چی شد آوردنت اینجا ، بستریت کردن؟ -یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم… تو خیابون دیدمش .. اون لعنتـــــــــــــي تنها نبود..
Shahdad
گريه نكن زندگى رنگارنگه... يه وقتايى دور شدن هم قشنگه... شايد اگه همش بودى كنارم... يه وقت ميديدى كه دوستت ندارم...