Shahdad
هی فلانی!دیگر هوای برگرداندنت را ندارم در آغوش خودم هستم.. من خودم را در آغوش گرفته ام! نه چندان با لطافت.. نه چندان با محبت.. اما وفادار.. وفادار
Shahdad
دوستـــ میــ دارمـشـــ... امـّـا.. میــ تـرسمـــ بـگویـــمــ و بگــویـد : " مرسـیـــ!! " یــا بگویـد بــه اینــ دلـیـل و آنـــ دلـیـل دوسـتـمــ نـدارد ... یــا چـه میـ دانـمـــ ... مثـل خیــلیــهـا بگـویـد لیـاقـتـمــ بـیـشـتـر از اینــ حرفـهاسـتــ... میـــ تـرسـمــ از اینــکـ ه هـرچـیـزیــ بـگویــد جُـز: " مــَــن هـمــ دوســتــتــ دارم
Shahdad
جـــآے رِفتـَنـَتــْـــ درِد مـےکـُنـــد ـهـَنوز ..... خــُـوش بــِﮧ حـآلـشــْــ خــُـوش بــِﮧ حـالِ اوِیـے ـکهـ..... ســـــالـها بـَـعد وقتے درِ آغـوشـــَــتـــ آرِامـ ـگـرفتــِهـ اسـتـــْـــ زیــرِ ـگــُـوششـ زمـزمــِـﮧ میکــُنـے ـقــَبلتــَـر از اوِهــآ... هـَمـﮧ سـوء ـتــَفـاهمــ بــُـودنــد!! ـقــرآرِ بــُود اَگــَر بــِرَوے بـِمیرَمـ اَمـ ـآ ... زِنــدِگــے مــے کـُنـَمـ بـُگـذآر هـَردویـِمآטּ بــَـد قــول بـآشـیمـ
Shahdad
نــــامــــردهــــا … ” چـــــند بُـغــض ؟ ” بـه یــک گــــلو …!؟
Shahdad
در كشور ما شاهي بود... براي سرگرمي خود بازي ساخت...!!! كه دو نفر بر روي ترازو بروند... و هر كس وزنش كمتر بود كشته شود... از بخت بدم من و يارم رو به روي هم افتاديم... من براي اينكه يارم زنده بماند ده روز غذا نخوردم... روز مسابقه من خودم را سبك گرفتم... غافل از اينكه يارم به پاي خود وزنه وصل كرده بود...!!!
Shahdad
آه باران باران شیشه پنجره را شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست..... آسمان سربی رنگ... من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ میپرد مرغ نگاهم تا دور..... وای باران,باران پر مرغان نگاهم را شست!!...
Shahdad
دیدی رو پاکت سیگار مینویسن : “دخانیات ، عامل اصلی سرطان و برای سلامتی زیان اور است ؟” کاش یکی هم روی کارت پستالهای عاشقونه ی ما مینوشت : “عشق ، عامل اصلی تنهایی و برای قلب ضرر دارد !”
Shahdad
عـاصی شدم ، بریـده ام از اینهمه عـذاب از گـریـه هـای هـرشبـه ام روی رختـخواب ده سال مـی شود کـه بـرایـم غـریبـه ای ده سال مـی شود کـه خـرابـم...فقـط خـراب شایـد تـو هـم شبیـه دلـم درد می کشی شاید تـو هـم همیشـه خـودت را زدی بـه خـواب از مـن چـه دیـده ای کـه رهـایـم نمی کنـی؟ جـز بیقـراری و غـم و انـدوه و اعتصـاب؟ جــز فکـرهـای منفـی و تصمیـم هـای بـد جـز قـرصهـای صـورتـی ضـد اضطـراب؟ اصـلا تـو بـهترین بشـری!!مـن بـدم بـدم! بگـذار تـا فرو بـروم تــــوی منــجلاب
Shahdad
عکس العمل زنان در مقابل کادوی شوهر : - مرسی( یعنی این دیگه چیه خریدی مردشورتو ببرن!) - عزیزم خیلی قشنگه ( میخواد دلتو نشکنه وگرنه حالش از کادوت بهم خورده!) -غافلگیرم کردی ( یعنی چه عجب الدنگ! ) - تو بی نظیری ! ( یعنی بدبخت شدی , حداقل هفته ای یک کادو نیاری خونه از این به بعد پدرتو در میارم!)
Shahdad
سـلـامتــی اوּּن رفــــيقی که مــــجازيـه امـــــــــــا يه جوری واســــت سنـگ صـــــبوره که هیـــچ کـدوم از رفيــــقای واقـعـيت بـه گــــــرد پاش نمـــــيرسـن سـلامتــی همــه شـمـا دوستــام
Shahdad
ناز آن چشمي كه سويش مال ماست ناز آن چوپان كه سازش مال ماست ناز آن دوستی که شمع راه ماست ناز ان دستی که یار دست ماست ناز ان دوستی که جایش،قلب ماست ناز آن ياري كه قلبش ياد ماست نازم ناز ان نازی که نازش ناز ماست...
Shahdad
مَــטּ نـمے فـهـمـَمـــ چـِرآ هـيـچ کـَس بـرنـمے دآرد بـنـويـســد از مـردهــآ . . . از چـشــم هــآ و شـآنـه هــآ و دسـت هــآيـشــآטּ . . . از آغـوشـِشـآטּ ، از عـطــر تـنـشــآטּ ، از صـدآيـشــآטּ . . . پُــررو مے شـونـد ؟ خــُب بِــشـونـد . . . مَـگــر خـودِ شـمـآ بـآ هـر " دوستَتــ دارمے " تـآ آسـمـآטּ نـرفـتــه ايـد ؟ مـگــر مـآ بـه اِتـّکــآ ِ هـمـيــטּ دسـت هـآ . . . هـمـيــטּ نـگـــآه هـآ . . . هـمـيـטּ آغــوش هـآ در بـِزنـگــآهـهـــآے زنـدگے . . . سـرِپـــآ نـمــآنـده ايـم ؟
Shahdad
بنويسيد به ديوار سكوت:عشق سرمايه هر انسان است!
بنشانيد به لب حرف قشنگ،حرف بد وسوسه شيطان است،
و بدانيد كه فردا دير است،
و اگر غصه بيايد امروز،تا هميشه دلتان درگير است،
پس بسازيد رهي را كه كنون،تا به ابد سوي صداقت برود،
و بكاريد به هر خانه گلي،كه فقط بوي محبت بدهد.
Shahdad
سیگار ... سیگار معشوقه ات بود و معشوقه ات مثل سیگار شبی در دستانت و روی لب هایت روزی هم لِه / زیر پاهایت... این روزها به تمام عهد نامه ها هم که رجوع کنی مرز بین دوست داشتن و تنفر را نمی توان تعیین کرد اما یادت باشد تاثیر او یک عمر / روی قلبت ماندگار است....