Shahdad
كاش مى شد وقتى داري از تنهايى دق ميكني ، دق كنى، ولى دل به كسى كه دلش گيره نبندى ... اين دردش از همه ى دردا بدتره كه يروزبفهمى كسي كه دل به دلش دادى دلش جايى گيره....
Shahdad
دلتنگی چه حس بدی است.... تنهایی چه حس بدی است کاش... پاره ای ابر میشدم... دلم مهربانی می بارید ...کاش نگاهم شرار نور میشد.... اشتی میدادش و که دوست داشتن چه کلام کاملی است و من... چقدر دلم تنگ دوست داشتن است!
Shahdad
سه دزد بزدزد رفتن بزدزدی یه دزد بزدزد دو بز دزدید دو دزد بزدزد یه بز دزدیدن، یه دزد بزدزدبه دو دزد بزدزد گفت من که یه دزدبزم دوبز دزدیدم اونوقت دو دزدبزدزد یه بزدزدیدین؟؟؟؟
Shahdad
سخــت است ببـــآزی تمــآمـِ احـسآسِ پآکــَت را و هنــــوز نفهمـیده بآشی اصلــــاً دوستـــَت دآشــت؟؟؟!!!
Shahdad
می گویـــــــــم : مشکل از دوست داشتن نیست مشکل از تکـــــــــرار است ! تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی! یکی دیروز و یکی فردا .
Shahdad
کـــــلافه که باشی دلتنگِ کسی هستی ؛ که نیست ! حوصله کسی را نداری ؛ که هست...
Shahdad
دستش را مي گيرم و زيـر گـوشش زمزمـه ميکنم کـــه پشتِ تـــمام نگرانـيهايِ من کسي ايستـــاده که ديــــوانـــه وار دوستـش دارم...
Shahdad
کاش باران بگیرد ... کاش باران بگیرد و شیشه بخار کند و من همه ی دلتنگیهایم را رویش "ها" کنم و با گوشه ی آستینم همه را یکباره پاک کنم ... و خلاص.
Shahdad
تو را دوست دارم در این باران میخواستم تو در انتهای خیابان نشسته باشی من عبور کنم سلام کنم لبخند تو را در باران میخواستم میخواهم تمام لغاتی را که می دانم برای تو به دریا بریزم دوباره متولد شوم دنیا را ببینم رنگ کاج را ندانم نامم را فراموش کنم دوباره در آینه نگاه کنم ندانم پیراهن دارم کلمات دیروز را امروز نگویم خانه را برای تو آماده کنم برای تو یک چمدان بخرم تو معنی سفر را از من بپرسی لغات تازه را از دریا صید کنم لغات را شستشو دهم آنقدر بمیرم تا زنده شوم…
Shahdad
هنوز هم ، حوالی خواب های شبانه ام پرسه میزنی لعنتی !! دیر وقت است ، آرام بگـــــــیر بُگذار یک امشب را آسوده بخوابم…
Shahdad
این روزهــــــــــا از (( سنگــ شدنم )) حرف میزننـــد !! سنگـــــــی که برای تو از هـــر خـــ ـاکی ، خـــ ـاکی تر بود !!
Shahdad
آه از درد دلتنگی یارب ایکاش آشناییها نبود یا به دنبالش جدایی ها نبود یا که او با من نمیشد آشنا یا که او از من نمیکردی جدا..
Shahdad
لعنت به من چه ساده دل سپردم لعنت به من اگر واسش می مردم دست منو گرفت و بعد ولم کرد لعنت به اون کسی که عاشقم کرد یکی بگه که ماه من کی بوده مسبب گناه من کی بوده سهم من از نگاه تو همین بود عشق تو بدترین , قسمت بهترین بود تو دل بارون منو عاشقم کرد بین زمین و آسمون ولم کرد یکی بگه که چه جوری شد که این شد سهم تو آسمون و من زمین شد..
Shahdad
انقد بدم مياد از اينايي که از من بدشون مياد ولی من از اونا بدم نمیاد...!