سروش(نگهبان خاندان)
ميتــرســم … کسـي بــوي تنـت را بگيــرد نغمــه دلـت را بشنــود و تو خــو بگيــري به مـــآنـدنـش !!! چـه احســاس خـط خطــي و مبـهـم يسـت ! ايــن عــاشقــانـه هــاي حســود مــن …
سروش(نگهبان خاندان)
آنقـــــدر دلـــم را شکسته انـــد . . کـــه تمام راه هــای منتهی بـــه دل خــراب شـده است . . چندیست تــابـــلو زده ام . . کارگران مشغول کارنـــد ، آهسته بــرانید . . نـــه بـــرای دل شکسته ام . . .؛ بــــــرای شما کـه از زخـم دلـــم زخــم بـــر نــداریـــد . . .!
سروش(نگهبان خاندان)
بـَعضــی آه هـا را هـَرچـِقدر هم از تـه دل بــِكشـی .. سيـنه ات خـالـی نمـيشـود .. امـشـ ـ ــب سـينه مـَن پـُر از همان آهـ هـاست ...!!!
سروش(نگهبان خاندان)
بـــالای قـــــبر خــود نـــشسته ام و زار مــی زنــم. . . چـــرا هـــر روز مـــرا مــی کُــــشید ؟ ولـــی خـــاکـــم نمـــی کـــنید؟. . .
سروش(نگهبان خاندان)
بـــرگ پـــاییــزی راهـی نـدارد جـــز سُــــــــقوط…. وقـتی می دانـد درختـــــــــــ… عِشــقِ بَـــرگ تـــــازه ای را در دِل دارد…..!
سروش(نگهبان خاندان)
در دهکده ی تو خبر از بوی ریا نیست / چون نیست ریا ، هیچکس انگشت نما نیست ما طالب مهریم و دل از عاطفه لبریز / دل صافتر از تو به خدا هیچ کجا نیست . . .
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
حالم را به هم نزن، غم هایم تازه ته نشین شده است... دلت را محکم بچسب رفیق آدمها آنقدر انصاف ندارند که زیر پایت را خالی نکنند!
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
روی سکوی کنار پنجره، همه شب جای منه. چند ورق کاغذ و یک دونه قلم، همیشه یار منه. کاغذای خط خطی، از کنار در بازه پنجره....، می پرن توی کوچه،سرحال از اینکه آزاد شدن.، نمی دونن که اسیر دل سنگ باد شدن.......، دیگه بیداریه شب عادتمه،همدم سکوت تنهایی من.، تیک،تیک ساعتمه...تیک،تیک ساعتمه...... حالا من موندم و یک دونه ورق، که اونم از اسم تو سیاه می شه.، همه چیم تو زندگی، آخرش به پای تو هدر می شه... چشمونم فاصله رو، از پنجره دید می زنه... دلم اسم تو رو فریاد می زنه........، درای پنجره رو تا انتها باز می کنم......، تو خیالم با تو پرواز می کنم........
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
نشانی تو فقط بغض همه ی سنگ ها و یک دلِ سیر گریه کردن ابرهاست٬ و سرخی نشکفته یک خاک٬ پریدن اولین سهره ی بیدار٬ و دستخطی ساده٬ پریده رنگ از نامه ای که هیچگاه به مقصد نرسید. ... نشانی تو... راستی نشانی تو کجاست؟! 1
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
درد می کشم ... از این به ظاهر آدمها ... که نمی فهمند ... و خود فکر می کنند خیلی می فهمند ... و من ... آرام ... نگاه تلخی می کنم ... لبخند تلخی می زنم ... و آرام درد می کشم ... سکوت می کنم ...
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
ضبط میکنــم تمــام حــرف هــایــت رانــَ بــرای روزهای بی تـو بـودن !!!!صدایتـــ انقدر ارامــم میکـند کــِ یـادم میـرود بایـد نفس بکشــم
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
لاک غلط گیر بر می دارم .. و «تو» را ... از تمام خاطراتم پاک می کنم ... «تـــــــــو» ........... غلطِ اضافی زندگی ام بودی .. !!
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
دوست دارم باتو باشم . با تو بودن در زیره سایه عشق زیر لبخند باران دلم باران خون دارد. میان باغ تنهایی صدایت میکنم هرشب چرا پیشم نمی آیی ؟ مگر با من نمیگفتی حدیث فصل باران را... چرا تنها سفر کردی از این فصل شکوفایی. تو میگفتی بدون تو دلم میگیرد از دریا.. ولی تنها رها کردی مرا با باغ تنهایی.....
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
صدا میكنم " تو " را این " جانی " كه میگویی ، جانم را میگیرد! نزن این حرف ها را ! دل من جنبه ندارد. موقعی كه نیستی دمار از روزگارم در می آورد...