سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
چشمان تو رنگ آب بودند آن دم که تو را در آب دیدم در غربت آن جهان بی شکل گویی که تو را به خواب دیدم
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
یک روز بلند آفتابی در آبی بیکران دریا امواج تو را به من رساندند امواج ترانه بار تنها
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
غریبی می دهد آزارم امشب دوباره تشنه دیدارم امشب فضای چشم هایم باز ابریست هوای از تو گفتن دارم امشب
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
آدم ها ثـانیـه بـه ثـانیـه رنـگ عـوضــ میـکننـد از آدم هـای یـک سـاعتـــ دیـگـر مـیترسـم! چـون درگـیر هـزاران ثـانیـه انـد... ثـانیـه هـایـی کـه در هـرکـدام رنـگـی دگـر بـه خـود میـگیـرنـد ...
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
مـن رابطـه هـایـی را دوستـــ دارمـــــ کـه دو طـرفـه انـد… هـر دو مـیکوشنـد بـرای ادامـه دار شـدنـش… هـر دو خـطر مـی کنـند… هـر دو وقتـــــ مـی گـذارنـد… هـزیـنـه مـی کنـند… هـر دو بـرای یکــ لحظـه بـیشتـر، در کنـار هـم بـودن بـا زمـان هـم میجنگنـد… مـن عاشـق رابـطـه هـای دو طـرفهـ ام. رابـطـه هـای کـه بـرای هـر دو طرفـــ ادامهـ اش، بـا ارزشتـریـن چـیـز دنـیاستــــ بـرایـــ هـر دو …
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
آنکـه مـی شکنـد بـاکش نیستـــ ...!!! و آنکـه مـی مـانـد تـا ابـد بـرای تـک تـک ذره هـای شکسته شده دل مـی سوزاند... رسـم غـریبیست زنـدگـی ...!!! بـی معرفتـــ اگـر بـاشـی میـروی و هـرگـز غمـی بـه خـاطـر نمـی سپـاری ...!!! امـا ... اگـر دلتــ نیایـد بـی معـرفتـی را بیـامـوزی،همیشـه غـم سنگینـی بـدوش خـواهـی کشیـد... آی آدمهـــا....... قصـه ی مـن و شمـا تـا کجـا اینچنین تـلخ ادامـه پیـدا مـی کنـد...؟؟؟
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
رنجشـی نیستـــ.... آدمهـا همینند... خـوبند ولـی.. فـرامـوش کـار,مـیآیند,مـی مـانند,مـی رونـد, مثـل مسافـران کـاروانــــ سرا,,, مثـل ازدحـام بـی انتهـایِ یکـــ خیـابـان... کسـی بـرایِ بـودن,نیـامـده ... نمـیآیـد
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
شایــــــــــد درد مـــــــــــــــن... دلـــــــــــــــــــــــیل خــــــــــــــــــــندهـــ ی کسـی شـود اما................ خـــــــــــــــــنده ی مـن... هـرگـــــــــــــــز نبـایـد باعثـــ درد کسـی شـود
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
آدمـهـا آنـقـدر زود عـوضـــ مـی شـونـد … آنـقـدر زود کـه تـو فـرصتــ نـمـی کنـی به ساعتت نگاهـی بیندازیــــ و ببینـی چنـد دقیقـه بین دوستـی هـا تـا دشمنـی هـا فاصلـه افتـاده استـــ
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
دست و بالم از حرف خالیه ! مثل مرده ای که بر سر مزارش نشسته...
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
بــــاران کـه می بـــارد یکـــ سـاعتـــ بـــــعد خـورشیـد مـی تـابد و اثـر بـارانــ پـایـانــ مـی یـابـد و ایـن استـــ قصـه ی فـرامــوشـی مـا آدم هـا
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
گاهی دلم می خواهد وحشــیانه غرورت را پاره کنم! قلب ترا در مشتم بگیرم و بفـشارم تا حال مرا لحظه ایی بفهمی...!
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
لبخندای منو که ببینی دلت اَز دُنیا سیاه میشه! نه اینکه بَد بخندما ! نه ! خیلی هم حال میکنی با خنده هام ! فقط... ولش کن ! لیمو شیرین که خوردی ؟
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
دم از بازی حکم میزنی! دم از حکم دل میزنی! پس به زبان"قمار"برایت میگویم! قمار زندگی را به کسی باختم که "تک" "دل" را با "خشت" برید! ... ... جریمه اش " یک عمر"" حســــرت" شد! ... باخت ِ زیبایی بود! یاد گرفتم به "دل" ، "دل" نبندم! یاد گرفتم از روی "دل" حکم نکنم! "دل" را باید " بُــر" زد جایش "سنگ" ریخت " که با "خشت" "تکبــُری" نکنند
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
چه ساده بـودم آن هنگام كـه مـي پنداشتـم شكستن دل كسـي نـاگوارتـريـن حـادثـه ي عـالـم استــــ امـروز كـه دلـم شكستــــ و عـالمـي تـكان نـخورد بـه سـادگـي خـود مـي خنـدم