سروش(نگهبان خاندان)
با تمام وجود گناه کردم و در تکرار آن اصرار ! اما نه نعمتش را از من گرفت، نه گناهانم را فاش کرد ! اگر اطاعتش را کنم چه میکند ؟
سروش(نگهبان خاندان)
همه آدم ها بازی رو دوست دارند. این دیگه به ما بستگی داره كه "هم بازیشون" باشیم یا "اسباب بازی شون" !
سروش(نگهبان خاندان)
زندگي به مرگ گفت : چرا آمدن تو رفتن من است ؟ چرا خنده ي تو گريه ي من است ؟ مرگ حرفي نزد!!! زندگي دوباره گفت : من با آمدنم خنده مي آورم و تو گريه من با بودنم زندگي مي بخشم و تو نيستي مرگ ساکت بود زندگي گفت : رابطه ي من و تو چه احمقانه است !!! زنده کجا ، گور کجا ؟ دخمه کجا ، نور کجا ؟ غصه کجا ، سور کجا ؟ اما مرگ تنها گوش مي داد زندگي فرياد زد : ديوانه ، لااقل بگو چرا محکوم به مرگم ؟؟؟ و مرگ آرام گفت : تا بفهمي که تو و ديوانگي و عشق و حسرت چه بيهوده هستید.
سروش(نگهبان خاندان)
یافتن میلیون ها دوست معجزه نیست ... معجزه اینه که یه دوستی پیدا کنی که تو میلیون ها راه با تو بمونه ...
سروش(نگهبان خاندان)
خدایا…! اندکی نفهمی عطا کن که راحت زندگی کنیم! مردیم از بس فهمیدیم و به روی خودمون نیاوردیم…!
سروش(نگهبان خاندان)
هر که درکش بیش دردش بیشتر …
سروش(نگهبان خاندان)
کلماتی که از دهانتان بیرون می آیند ، ویترین فروشگاه شعور شماست !
سروش(نگهبان خاندان)
دلتنگ یعنی تو پیشم نمیمونی اما نمیدونی هر لحظه اینجایی
سروش(نگهبان خاندان)
وقتي که تـنـهـام بـالـاتـر و بـهـتـر ميتونم پـرواز کنم چون نه نگران جـا مـونـدنـم و نه نگران جا گـذاشـتـن.
سروش(نگهبان خاندان)
بي تو مي باره اندوه غمها رنگ غروبه ... بی تو من مثل يه نامه به خط آخر رسيدم ... بي تو. همه ي فصلها خاكستري. و همه ي ستاره ها خاموشند. كيفر شكستن دل من چند جاده غربت ...
سروش(نگهبان خاندان)
میشدداروباشی نه زخم کاری نه نمک واسه خودت ادم باشی نه ادمک..
سروش(نگهبان خاندان)
ین روزهاکه برای اینکه زیرپاهایم راخالی نکنندروی دستهایم راه میروم..
سروش(نگهبان خاندان)
گاهی مجبوری برای راحت کردن خیال دیگران خودراخوشحال نشان بدهی ولی حیف که درونت غوغاست.
سروش(نگهبان خاندان)
از مترسكي پرسيدم آيا از تنها ماندن در اين مزرعه بيزار نشده اي؟ پاسخ داد در ترساندن ديگران براي من لذتي به يادماندني است پس من از كار خود راضي هستم و هرگز از آن بيزار نميشوم! اندكي انديشيدم و سپس گفتم :راست گفتي!من نيز چنين لذتي را تجربه كرده بودم ! گفت تو اشتباه ميكني ,زيرا كسي نميتواند چنين لذتي ببرد....مگر آنكه درونش مانند من از كاه پرشده باشد.
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
ببار باران !!! تندتر .... !!! دلم سیلاب می خواهد .... سیلابی که مرا بردارد و با خود ببرد تا بی نهایت ... به قول بزرگ تر ها ! باران هم باران های قدیمـــــــ !!! اصلا به قول خودم : صدها هزار رحمت به قدیم .... !!!! دلم هوای قدیمی شدن کرده ... دلم غربت می خواهد ... و کمی غرور !!! " زندگی نقطه سر خط ... بی وفاییت شده عادت ... تو نوشته بودی ٬ دیدار ... سه تا نقطه ... به قیامت ! عزیزم ... نقطه ته خط ... برو با خیال راحت
رها
14 سال و 25 روز و 59 دقيقه قبل??raha
14 سال و 25 روز و 54 دقيقه قبلمنظور اینه که اگه کسی اطاعت خدا رو بکنه خدا اونو از درد و غم رها میکنه ! حتی تا اونجا که به نفس مطمئنه میرسه !
14 سال و 25 روز و 45 دقيقه قبلaha

14 سال و 25 روز و 42 دقيقه قبلoghay