دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سروش(نگهبان خاندان)

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست درباره »
سروش(نگهبان خاندان)
مرد - مجرد
امتیاز: 2206

دنبال‌شدگان

(137 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(192 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

روزی گفتی شبی کنم دلشادت وز بند غمان خود کنم آزادت دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت وز گفتهٔ خود هیچ نیامد یادت؟

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

براے اعتــــراف بهـ كليســــا مے رومـ رو در روے علــفـ هــــاے رويــيده بــر ديـــواره كهنــهـ مے ايستــمـ و همه ے گناهــاטּ خود را اعتــرافـ مے كنمـــ بخشيده خواهــمــ شــد به يقيـــטּ علـــفــ ـها بے واســـطـه بــا خـــدا حرفـــ مے زنــند.

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

نشنو از نی ... نی حصیری بوریا ست بشنو از دل... دل حریم کبریاست نی چو سوزد حاصلش خاکستر است دل چو سوزد بارگاه کبریاست

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

نی قصهٔ آن شمع چگل بتوان گفت نی حال دل سوخته دل بتوان گفت غم در دل تنگ من از آن است که نیست یک دوست که با او غم دل بتوان گفت

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت وز بستر عافیت برون خواهم خفت باور نکنی خیال خود را بفرست تا در نگرد که بی‌تو چون خواهم خفت

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

با دهان دروغ مي گوييم، اما با شكل و پوزه خويش به هنگام بيان دروغ، حقيقت را بر زبان مي آوريم

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

خسته شدم از توالی زندگی ام/ از این همه ماست مالی زندگی ام/ انگار فقط سکوت انداخته اند/ بر روی نوار خالی زندگی ام...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

در ميكده هاي مكه پيدايم شد / صد كعبه ، چراغان تماشايم شد/ آن قدر شراب عاشقي نوشيدم / تا حي علي الشراب فتوايم شد

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

قاصدي آمد اگر از ره دور / زود پرسيد که پيغام از کيست / گر از او نيست بگوييد آن زن/ دير گاهيست در اين منزل نيست ...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

سخت اســـت میآטּ هق هق شبآنـﮧ ات نفـــس ڪم بیـ ـآورـے وَ او بـﮧعشــق جَـבیـבش بگـــــویَـב نفس

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

دیروز و باید دید فردا رو باید ساخت من یاد میگیرم دنیا رو باید ساخت

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

تو می دانی و همه می دانند که زندگی از تحمیل لبخندی بر لبان من ،از آوردن برق امیدی در نگاه من ،از برانگیختن موج شعفی در دل من عاجز است . تو می دانی و همه می دانند که شکنجه دیدن بخاطر تو ،زندانی کشیدن بخاطر تو و رنج بردن به پای تو تنها لذت بزرگ زندگی من است ، از شادی توست که من در دل می خندم،از امید رهایی توست که برق امید در چشمان خسته ام می درخشد و از خوشبختی توست که هوای پاک سعادت را در ریه هایم احساس می کنم . نمی توانم خوب حرف بزنم . نیروی شگفتی را که در زیر کلمات ساده و جمله های ضعیف و افتاده پنهان کرده ام دریاب،دریاب...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

نیمه شب در دل ِ دهلیز خموش ضربهٔ پایی افکند طنین دل من چون دل گلهای بهار پر شد از شبنم لرزان یقین گفتم این اوست که باز آمده است جستم از جا و در آیینهٔ گیج بر خود افکندم با شوق نگاه آه ، لرزید لبانم از عشق تار شد چهرهٔ آیینه ز آه شاید او وهمی را می نگریست گیسویم در هم و لبهایم خشک شانه ام عریان در جامهٔ خواب لیک در ظلمت دهلیز خموش رهگذر هر دم می کرد شتاب نفسم ناگه در سینه گرفت گویی از پنجره ها روح نسیم دید اندوه من تنها را ریخت بر گیسوی آشفتهٔ من عطر سوزان اقاقی ها را تند و بیتاب دویدم سوی در ضربهٔ پاها ، در سینهٔ من چون طنین نی ، در سینهٔ دشت لیک در ظلمت دهلیز خموش ضربهٔ پاها ، لغزید و گذشت باد آواز ِحزینی سر کرد

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

پنداشتم آن زمان که رازیست در زاری و هایهای دریا شاید که مرا به خویش می خواند در غربت خود ، خدای دریا

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

یک لحظه تمام آسمان را در هاله ای از بلور دیدم خود را و تو را و زندگی را در دایره های نور دیدم