سروش(نگهبان خاندان)
پایان یک رابطه ،فقط پایان یک رابطه نیست ! پایان خیلی ازچیزهاست..... پایان حس و دید مثبت ، پایان دوست داشتن ، پایان خوش بینی ، پایان اعتماد!!
سروش(نگهبان خاندان)
جالب است ، در زندگی تنها کسانی ما را می رنجانند که همیشه کوشیده ایم از ما نرنجند !
سروش(نگهبان خاندان)
در نگاه کساني که پرواز را نمي فهمند هرچه بيشتر اوج بگيري کوچکتر خواهي شد در طوفان زندگی باخدا بودن بهتر از ناخدا بودن است
سروش(نگهبان خاندان)
کاش وقتی آسمان بارانیست چشم را با اشک باران تر کنیم ، کاش وقتی که تنها می شویم، لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم
سروش(نگهبان خاندان)
دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست شکسته باد انکه دلش این چنین می خواست !!!
سروش(نگهبان خاندان)
معنائی در کلمات نیست ... در "سکوتی" است که بین آنهاست ... کلمات دانسته ها را در بر می گیرند اما کیست جز سکوت که سهم ما را از نادانسته ها بیان کند ؟!
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد؛ عمرشان کوتاه است! بسکه هر کسی از راه میرسد یا ازشان سوءاستفاده میکند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان میدهد… آدمهای ساده را دوست دارم، آنان که بوی ناب ” آدمی ” میدهند
سروش(نگهبان خاندان)
آدمایی که رو ی نیمکت پارک آهنگ گوش میدن ... تو خیابون بدون نگاه به اطراف فقط قدم هاشون رو میشمارن ... کسایی که دلتنگ هیچ کس نمیشن ... آدمایی که از پنجره ی ماشین تمام راه رو به بیرون خیره میشن ... . . . از اینجور آدما هم بترسید هم مواظبشون باشید ... اونـآ هیچی برای از دست دادن ندارن ...
سروش(نگهبان خاندان)
هرگز نگو خوشحالي در حاليكه غمگين هستي، هرگز نگو حالت خوبه در حاليكه حالت خوب نيست، هرگز نگو احساس خوبي داري در حاليكه احساس ناراحتي ميكني، و هرگز نگو تنهايي تا وقتي كه من هنوز زنده ام …
سروش(نگهبان خاندان)
از زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد نه آنچه که آرزويش را داريم
سروش(نگهبان خاندان)
باران ببار که دلم غمگین است اشک بریز که دلم سنگین است ابر ببار که آسمان دلگیر است ماه بتاب که دلم تاریک است درد نباش همدرد بودن پیشکش !
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
. سایه ام امشب زتنهایی مرا همراه نیست گر دراین خلوت بمیرم هیچ کس اگاه نیست من در این دنیا،به جز سایه ندارم همدم این رفیق نیمه راهم ،گاه هست و گاه نیست
سروش(نگهبان خاندان)
برای روز های بارانی سایه بانی باید ساخت برای روزهای پیری اندوخته ای باید داشت
سروش(نگهبان خاندان)
اشتباه من این بود .... هر جا رنجیدم ، لبخند زدم .... فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند ...
سروش(نگهبان خاندان)
نیکی هنری نیست به امید تلافی، احسان به کسی کن که بکار تو نیاید …