سروش(نگهبان خاندان)
وقتی خوشبخت هستی که وجودت آرامش بخش دیگران باشد.
سروش(نگهبان خاندان)
ترسم اين است که پاييز تو يادم برود/ حس اشعار دل انگيز تو يادم برود/ترسم اين است که باراني چشمت نشوم/لذت چشم غزلخيز تو يادم برود/بي شک آرامش مرگ است درونم،وقتي/حس از حادثه لبريز تو يادم برود/من به تقويم خدايان زمان شک دارم/ترسم اين است که پاييز تو يادم برود/با غزلها ت بيا چون همه چيزم شده اند/قبل از آني که همه چيز تو يادم برود
سروش(نگهبان خاندان)
زندگی به من یاد داد که به هر کسی اعتماد نکن
به من یاد داد که عشق در یک نگاه دروغ محض است
که اگر یکی بهت گفت پشتتم تا آخرش
اون آخرش جایی است که خودش تو دردسر نیفته
و از همه مهمتر یاد گرفتم که خدا اون بالا جای حق نشسته
سروش(نگهبان خاندان)
خيلي روي آدمها حساب نكنيد ... خدايتان هم همه ي انتظارات شما را برآورده نميكند! اينها ... که فقط آدمن
سروش(نگهبان خاندان)
باید دست برداریم از انتظار از حسرت جاده ها از چشمهای همیشه به راه از فکر رفتهها یی که باز نمیگردند در سرزمینی که هر طرفش خورشیدی غروب میکند هیچ فردایی تکرار میکنم هیچ فردایی روز موعود نیست
سروش(نگهبان خاندان)
خوبم... درست مثل مزرعه اي که محصولش را ملخ ها خورده اند ديگر نگران داس ها نيستم
سروش(نگهبان خاندان)
همه حالــــم را پرسیدند .. و من گفتــــم رو به راهم ! اما هیچــــکس ،نفهمید رو به کـــــدام راهم
سروش(نگهبان خاندان)
عـــادت این قبیله است؛ دور آتشـــی که تـــو میــــسوزی، می رقصــــند
سروش(نگهبان خاندان)
روزگارا ...! تو اگر سخت به من ميگيري، با خبر باش كه پژمردن من آسان نيست. گرچه دلگيرتر از ديروزم، گرچه فرداي غم انگيز مرا ميخواند، ليك باور دارم دلخوشي ها كم نيست
سروش(نگهبان خاندان)
ایستادن، اجباركوه بود؛
رفتن، سرنوشت آب؛
افتادن، تقدیربرگ وصبر، پادا ش آدمی!
پس بی هیچ چشم داشتی حراج محبت كنیم كه همه ما فقط خاطره ایم
سروش(نگهبان خاندان)
روزانــه هزاران انســان به دنیــا میان
امــا نسل انســانیت در حال انقــراضه..............
سروش(نگهبان خاندان)
انسان خسته نيست ، به ستوه آمده است -- نگوييد غمگين ..بگوييد دلتنگ
سروش(نگهبان خاندان)
افسوس که تلخ ترین تجربه ی زندگیِ اکثر انسانها عشق است.....!
سروش(نگهبان خاندان)
ارد بزرگ
هیچگاه امید کسی را ناامید نکن ،
شاید امید تنها دارایی او باشد .