سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
چه سنگین گذشت عصر بارانی ام گویی نوازش نمی کرد، باران صورتم را گریه ام، فریادم، تنها سکوتی بود تا حرفهایم در بستری از بغض بخوابند
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
با رفیقت مثل چتر رفتار نکن که هر وقت بارون بند اومد ، فراموشش کنی
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
آن کس که میگفت دوستم داردعاشقی نبودکه به شوق من آمده باشدرهگذری بودروی برگهای خشک پاییزی راه میرفت صدای خش خش برگهاهمان آوازی بود که من گمان میکردم میگویددوستت دارم
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
به سلامتیه خودمون ؛ که همیشه اونی شدیم ک بقیه میخوان ولی ..... هیچکس اونی نشد ک ما میخوایم
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
اعتبار انسانها به حضورشان نیست,ب دلهره ایست که در نبودشان احساس میکنیم
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
راننده تاكسی اسكناس رو گرفت و پرسید: 1نفری؟ مكث كردمو گفتم خیلی وقته!......
سروش(نگهبان خاندان)
سیگارم را چنان که دود میکنم می اندیشم: من به تو مانندم..آنگونه که ذره ذره ازوجودت تباه میشود ..
سروش(نگهبان خاندان)
زندگـــــــی همیشـــه در جریانه، ولی مشـــــــکل اینجاست : کـــه مـــا رو در جـــــریان نمیــــــذاره . . .
سروش(نگهبان خاندان)
مرا سخت دود کن... که می دانی سنگین ترم از غم....!!!!
سروش(نگهبان خاندان)
دنیا” ، بازی*هایت را سرم در آوردی… گرفتنی*ها را گرفتی*… دادنی*ها را ” ندادی “… حسرت*ها را کاشتی… زخم*ها را زدی … دیگر بس است… چیزی نمانده … بگذار آسوده بخوابم … محتاج یک خواب بی* بیدارم
سروش(نگهبان خاندان)
يــه وقـتايي هسـت که هــي بيــدار ميــموني با خــودت ميگي: الانه که زنــــگ بـــزنه الانه کــه اس بــده الانه که... و هميـــن روال ادامــه پيــدا ميـکنـه تا زمـانــيکه بــاورت ميشــه "واقـعـا رفــــــته"
سروش(نگهبان خاندان)
صدایت درگوشم زمزمه می شود .. نگاهت درذهن مجسم .. ولی من تو را می خواهم .. نه خیالت را ....
سروش(نگهبان خاندان)
ما
فرشتگان روزي از خدا پرسيدند :
بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد
سروش(نگهبان خاندان)
اگر از بچگی به جای سیگار بهمون می گفتن " مسواک " ضرر داره ، الان هیچکس دندون درد نداشت! فکرشو بکن