دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سروش(نگهبان خاندان)

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست درباره »
سروش(نگهبان خاندان)
مرد - مجرد
امتیاز: 2206

دنبال‌شدگان

(137 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(192 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

کسی که هر روز فال حافظ میگیرد دیوانه نیست ... او امید دارد که یوسف گمگشته باز آید به کنعانش هنووووز!!!!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

روزهـــ ــایم را خیــــابان‌های شهــــر می‌گیـــــــرند شب‌هــــــ ـــایم را؛ خــــــواب‌های تــــــ ــــو. " بیولـــــ ــوژی " هم نخـــــ ـوانده باشی می‌فهمـــ ـــــــی چه مـــــ ـرگَ‌م شـــــــ ـــده است

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

گر احساس رنج کردی، بی حکمت نیست، چیزی در دلت هست که باید بسوزد تا تو پاک شوی — with

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

بگذار توی همین یک جمله ... دوباره عاشق هم باشیم... من نامت را صدا میکنم... تو بگو جانم...!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

رفته بودیم که دور از انظار دیگران، ساعتی با سرگردانی یک عشق بی پناه، زیر روشنایی مات ماه، گردش کنیم... آسمان کاملاً صاف بود. به ناگه، پاره ابری سیاه، صورت نازنین ماه را، در سیاهی خود ناپدید کرد... گفتم آسمان به این صافی، معلوم نیست این قطعه ابر سیاه، از گریبان ما چه می خواهد؟! اشاره به ابر کرد، آهی کشید و گفت: آن؟ آن ابر نیست! عصاره است. عصاره ناله های پنهانی عشاق واقعی است...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

من از اون آسمون آبی میخوام من از اون شبهای مهتابی میخوام دلم از خاطره های بد جدا من از اون وقتها یه بیتابی میخوام من از اون وقتها یه بیتابی میخوام من از اون آسمون آبی میخوام من از اون شبهای مهتابی میخوام دلم از خاطره های بد جدا من از اون وقتها یه بیتابی میخوام من از اون وقتها یه بیتابی میخوام من میخوام یه دسته گل به آب بدم آرزوهامو به یک حباب بدم سیبی از شاخهء حسرت بچینم بندازم رو آسمون و تاب بدم گل ای پونه بهار دل من یه بیابون لاله زار دل من من از اون آسمون آبی میخوام من از اون شبهای مهتابی میخوام دلم از خاطره های بد جدا من از اون وقتها یه بیتابی میخوام من از اون وقتها یه بیتابی میخوام مثل یک دسته گل عقاقیا دلمو باز میکنه بیا بیا تو میری پشت علفها گم میشی من میمونم و گل عقاقیا من میمونم و گل عقاقیا گل ای پونه بهار دل من یه بیابون لاله زار دل من گل ای پونه بهار دل من یه بیابون لاله زار دل من

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

اندازه یه سر کبریت دلم برایت تنگ شده .کوچیکه اما دنیایی رو به اتیش میکشه......

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

چه فرقـــ ـــــی می‌کند مــــــن عاشـــــــق تـــ ـــو باشم یا تـ ـو عاشــ ـــق مـــــ ـــن؟ چه فرقـــــــــ ـــی می‌کند رنگین کمـــ ــــــان از کدام سمــــت آسمــــ ـــــان آغـــــ ــــاز مـــــی‌شـــــود؟

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

تو مي‌روی پشت سر قلبت آب مي‌ريزم قلبت خيس مي‌شود نگاهت سُر مي‌خورد روي چشمانم! و حسرت یک آغوش می ماند و بس... برو برو تا قلبت سرما نخورده و پاي نگاهت نشکسته!!! اما چه کنم؟ که دل ساده ی من رفتنت را نه یاد مي‌گیرد نه باور دارد...!!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

راحت بگم ......... رفت ولی نه از خاطر من !!!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

وقتـی می گویـ ــم دیگـ ــر سراغــ ــم نیــ ـا ... فکــ ــر نکــن که فراموش ـت کــردم یــا دیگـ ــر دوستـــــ ـــــت نـ ـدارم… نــــــ ـــــه… مـ ـن فقـ ـط فهمیــ ـدم وقتــی دلـ ـت با مـ ـن نیــ ـســت ... بـ ـودنـ ـت مشکــ ـلی را حـ ــل نمـی کنـ ـد…

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

ایـ ـن بـ ـار منــ ــم کـ ه مسافــ ـر جـ ــاده ی رفتـ ـن و برن ـگشتـ ـن شـ ـدم... افسـ ــوس کـ ــه هـ ــرگــ ـز بـ ــاور نکــ ـردم ؛ غریبـــ ــــه همیشـه غریـــــ ـبه اســ ـت حتــی اگــ ـر مثـ ــل تــ ـو مهــ ــربــ ـان باشـ ـد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

بیـــ ــا حــ ــواس خـــــدا را پــــ ـرت کنیم ؛ تـــــو صـــــداش کن ، مـــ ـــن دزدکـــــــی فاصلـــ ـه ها رو بر مـــ ـی دارم ...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

عزیزم دست به اون نزن، باهاش بازی نکن، اسباب بازی که نیس، اسمش احساسه هاا!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

همیشه عاشق تنهاست دچار باید شد! چرا گرفته دلت،مثل آنکه تنهایی. چقدر هم تنها! خیال می کنم دچار آن رگ پنهان رنگها هستی دچار یعنی عاشق و فکر کن که چه تنهاست گر ماهي كوچكي دچار آبي بي كران دريا شود چه فکر نازک غمناکی! نه، وصل ممکن نیست، همیشه فاصله ای هست دچار باید بود و گرنه زمزمه ی حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد. و عشق صدای فاصله هاست صدای فا صله هایی که غرق ابهامند همیشه عاشق تنهاست. هميشه عاشق تنهاست وهمیشه عاشق عاشق تنهاتر