✔ عـلـ[بابا]ــی
در دلم بنشستهای بیرون میا ... نی ! برون آی از دلم ! در خون میا ! ... چون ز دل بیرون نمیآیی دمی ... هر زمان در دیده دیگرگون میا ... ! (عطار)
✔ عـلـ[بابا]ــی
افسانهها ... میدان عشاق بزرگند ... ما عاشقان کوچک ِ بیداستانیم ... ! (حسین منزوی)
✔ عـلـ[بابا]ــی
زمين تهیست ز رِندان ... همين تویی تنها ،که عاشقانه ترين نغمه را دوباره بخوانی ... بخوان به نام گل سرخ ... و عاشقانه بخوان : « حديث عشق بيان کن بدان زبان که تو دانی » ... ! (شفیعی کدکنی)
✔ عـلـ[بابا]ــی
میخواهم و میخواستمت ، تا نفسم بود ... میسوختم از حسرت و عشق تو بسم بود ... عشق تو بسم بود ، که این شعله بیدار ... روشنگر شب های بلند قفسم بود ... ! (فریدون مشیری)
✔ عـلـ[بابا]ــی
خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم ... کین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
مُریدی گفت پیر را : چه کنم کز خلایق برَنج اندَرم ؟ ... از بس که به زیارت من همیآیند و اوقات مرا از تردّد ایشان تشویش میباشد ... گفت : هر چه درویشانند مر ایشان را وامی بده ... و آنچه توانگرانند از ایشان چیزی بخواه ... که دیگر یکی گرد تو نگردند ... ! [ گر گدا پیشرو لشکر اسلام بُوَد / کافر از بیم توقع برود تا درِ چین ... (گلستان،در اخلاق درویشان) ]
✔ عـلـ[بابا]ــی
نخراش ... اینقَدر ، این آسمانِ آبی دلِ ما را نخراش ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست ... در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست ... چیست این سقف بلند ساده ی بسیار نقش ... زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
کاروان میرود و بار سفر میبندند ... تا دگربار که بیند که به ما پیوندند ... طمع از @دوست نه این بود و توقع نه چنین ... مکن ای دوست که از دوست جفا نپسندند ... ! (سعدی)
✔ عـلـ[بابا]ــی
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت / پردهی خلوت این غمکده بالا زد و رفت / درد بیعشقی ما دید و دریغش آمد / آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت / ! (سایه) / کاریکاتور: Angel Boligan /
✔ عـلـ[بابا]ــی
رهزنان را خواهم گفت... کاروانی آمد ... بارَش لبخند... ! (سهراب)
✔ عـلـ[بابا]ــی
Zakynthos, Greece by Adrian Robert Nanu
✔ عـلـ[بابا]ــی
اهمیت و ارج زندگی ... در همین است که موقت است ... که تو باید جاودانهگی خودت را در جای دیگری نشان بدهی ... و آن جا " انسانیت " است ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
View From the Top of the World by Barry C. Bishop
✔ عـلـ[بابا]ــی
چشم ها ... زائده است برای هر سو چرخیدن ... نیافتن و افسوس خوردن ... وقتیکه ،تو نیستی ... ! (علیرضا روشن)
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 6 ساعت و 45 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن