دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اگر چشم و دلم غیر تو بیند ... در آن دم چشم ها را کور خواهم ... ببستم چشم خود از نور خورشید ... که من آن چهره پرنور خواهم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

حديث نور : هر كس مايل است در ميان مردم عزيز باشد، در پنهان و آشكار از خداوند پروا داشته باشد ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

خیام ... بگذار قلم را به غزل بسپارم/ شاید گره ای باز شود از کــــارم/ پرسید: مگر تو هم غزل می گویی؟ / گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ !! فقط رباعـــی دارم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

قال الصادق علیه السلام: الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ عَنِ الْمُثَنَّى بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَيْسَ شَيْءٌ إِلَّا وَ لَهُ حَدٌّ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَا حَدُّ التَّوَكُّلِ قَالَ الْيَقِينُ قُلْتُ فَمَا حَدُّ الْيَقِينِ قَالَ أَلَّا تَخَافَ مَعَ اللَّهِ شَيْئاً ... ابو بصير گويد، امام صادق (ع ) فرمود: چيزى نيست جز اينكه حدى دارد. عرض كردم : قربانت گردم ، حد توكل چيست ؟ فرمود: اينكه با وجود خدا از چيزى نترسى ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گهم زاهد همی خوانند و گه رند / من مسکین ندانم تا کدامم ... ز من چون شمع تا یک ذره باقی است / نخواهد بود جز آتش مقامم ... مرا جز سوختن راه دگر نیست / بیا تا خوش بسوزم زانک خامم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چو جان اندر جهان گر ناپدیدیم ... چو عشق عاشقان گر بی نشانیم ... ولیک آثار ما پیوسته توست ... که ما چون جان نهانیم و عیانیم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دردی است مرا به دل دوایم بکنید ... گرد سر آن شوخ فدایم بکنید ... دیوانه‌ام و روی به صحرا دارم ... زنجیر بیارید و به پایم بکنید ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

می خواهم روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده ... و آرزو می کنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دلتنگی چه دردی داره ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چه گریزیست ز من ... چه شتابیست به راه ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

مگذار گذشت در دلت گم بشود ... مجذوب طلسم سیب و گندم بشود ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

میان ما درآ ما عاشقانیم ... که تا در باغ عشقت درکشانیم ... مقیم خانه ما شو چو سایه ... که ما خورشید را همسایگانیم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سفر کردم به هر شهری دویدم ... چو شهر عشق من شهری ندیدم ... ندانستم ز اول قدر آن شهر ... ز نادانی بسی غربت کشیدم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ایا یاری که در تو ناپدیدم ... تو را شکل عجب در خواب دیدم ... چو خاتونان مصر از عشق یوسف ... ترنج و دست بیخود می بریدم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چه نزدیک است جان تو به جانم ... که هر چیزی که اندیشی بدانم ... ضمیر همدگر دانند یاران ... نباشم یار صادق گر ندانم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دل می گیرد و می میرد و هیچ کس سراغی از آن نمی گیرد ، ادعای خدا پرستیمان دنیا را سیاه کرده ولی یاد نداریم چرا خلق شدیم ، غرورمان را به بیش از ایمان باور داریم ... حتی بیش از عشق ... !