#عادت دارم وقتی میخوام برم مسافرت از 1 هفته قبلش هرچی لباس دارم میچپونم تو چمدونم بعد هر روز ی لباس از توش بر میدارم تا روز سفر دیگ لباسا نصف میشن بعد دوباره روز اخر همه ی چمدونو 4.3 بار خالی میکنم دوباره میچینمخُلم دیگ
#اِتـرافـ میکنم ی بار دوستم داشت تهنایی سیب زمینی میخورد منم ی دفه از پشت زدم تو کمرش بیچاره پرید تو گلوش حالا اون داشت سرفه میکرد منم داشتم سیب زمینیاشو میخوردمبنده خدا تا نیم ساعت هی سرفه میکردو ب من چشم غره میرفت منم هی میخندیم بهشو میگفتم تا تو باشی تنها تنها چیزی نخوری
امروز میخوام با عشقم برم بیرون 6 قرار داریم باهم بعد 1 سال بهترین دوستمو میبینم1 ماهه اومده ایران تازه من امروز میخوام برم پیششهمچین رفیق خوبیم مندخدره ها