امشب برا یاسی تولد گرفتیماینقد خوش گذشتمگ میزاشت کلاه بزاریم سرش؟ هی ب هزار کلک و اینا میزاشتیم سرش پرتش میکرد تو کیکی جا هم پشت کیک تو بغل من میخواست عکس بگیره پاشو آوردم رو میز میخواست بزنه تو کیک ک باباش وسط راه گرفتشبا مسخره بازیای پسرخالم و داداشم خیلی خوش گذشت جای همه خالی
امروز معلم فیزیکمون اومد سر کلاس بعد داشت حضور غیاب میکرد رسید به اسم من دستمو گرفتم بالا یه نگاه به من کرده میگ: ای خدا مینا تو امسالم تو این کلاسی؟میگم اره دیگه پس چی؟میگه من 9 ماهو چه جوری با تو سر کنم باز؟میگم اشکال نداره زود میگذره تا قبل عید با حساب تعطیلیاو اینا فقط 4 ماه باید منو تحمل کنین میگ 4 ماه؟؟؟؟من 1 ساعتم نمیتونم تحملت کنم هیچی دیگ کل کلاس رفت رو هوا منم رفتم تو دیوار