azita
گورتان را گم کنید ، وقتی مُردید برایتان پیدا خواهند کرد .
azita
دلم می سوزد از باغی که می خشکد ز بی آبی ، نه دیداری ، نه دلداری ، نه دستی بر سر یاری ، مرا آشفته می سازد چنین آشفته بازاری.
azita
دردهایم را برایت گفته ام؛بشنو اکنون این سکوت تلخ را ...
azita
نبردهای زندگی همیشه به نفع قویترین پایان نمی پذیرد؛بلکه دیر یا زود برد از آن کسی است که بردن خود را باور دارد
azita
هر چه باشی نازنین ، ایام خارت میکند / هر چه باشی شیر دل دنیا شکارت میکند / هر چه باشی با لب خندان میان دیگران / عاقبت دست طبیعت اشک بارانت میکند . .
azita
با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند...
azita
سعي کن يک مشت آب را در دست بفشاري. خواهي ديد که بسرعت ناپديد مي شود... اما اگر به آرامي دست ات را در همان آب رها کني مي بيني که با تمام وجود آب را حس مي کني
azita
داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند! اين است که آنان از دوست داشتن باز مي مانند تبسم نگاه تو نشان عشقي آشناست ...!
azita
زندگی باور میخواهد آن هم از جنس امید که اگرسختی راه به تو یک سیلی زد یک امید قلبی به تو گوید: که خدا هست هنوز
لایک
15 سال و 4 ماه و 3 روز و 1 ساعت و 3 دقيقه قبلمرسی
15 سال و 4 ماه و 3 روز و 1 ساعت و 2 دقيقه قبل