♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلت را قایق ما کن مدارا کردنش با من....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به تو مدیونم تو به من پرواز آموختی من به تو مدیونم وقتی هوا مساعد نبود وقتی پرواز ها کنسل شده بودند تو به من پرواز آموختی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در سینهی متکای خیس ..... اینهمه پر پرواز..... بالبال نزنم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دریا بدون فانوسش حال ِ مبهمی دارد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مَرد کسی نیست که گریه نکند ... ، مَرد کسی است که به گریه نیاندازد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واژه را ... سلام را ... این اشک را نگاه نکن ... ، من زمستان َم ... ، خود َم را به بهار زده ام ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش تو باید لطفا بیائی لعنتی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای ِ من که مستی بلد نیستم ... گریه و راستی یکی ست...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 12 ساعت و 29 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .