♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا …! گاهی تو را بزرگ می بینم و گاهی کوچک ، این تو نیستی که بزرگ می شوی و کوچک … این منم که گاهی نزدیک می شوم و گاه دور …!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگه یه روز صبح خیلی خوشحال از خواب بیدار شدم و دیدم همه چیز خیلی خوبه, نه غمی هست نه دردی نه غصه ای ، هه : روحم شاد …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در عجبم از کار خدا... تو را آفریده و انتظار یکتا پرستی دارد از من ..!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کوچ پرندگان به مــــن آموخت ، وقتی هوای رابطه ســــرد است ، باید رفتـــــــــــــــ.............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس میکنم معتادحسرت هایم شده ام!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه وقتایی دلم میخواد خدا از آسمون بیاد...بزن تو گوشم .....بگه مگه من نیستم که اشک میریزی علی....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 12 ساعت و 28 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .