♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهي دلم می خواهد وحشــيانه غرورت را پاره کنم ! قلب تو را در مشتم بگيرم و بفـشارم تا حال مرا لحظه ايی بفهمی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای بودن ؛ گاهی لازمه که نباشی ... شاید نبودنت ، بودنت را به خاطر آورد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
« درد » فراتر از لغت است وقتی کنار هم نباشیم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بارون بارید...... اشک هام رو ندید ...همین....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
يه وقتايي هست ميبيني فقط خودتي و خودت ... ! دوســـت داري ، همـــدرد نداري .. خانـــواده داري ، حمــــايت نداري ... عشــق داري ، تکـــيه گاه نداري ... مثل هميشه ؛ هــمه چي داري و هــيچي نداري!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیای من... پر است از قاضی... بدون هیچ محکومی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی تو نیستی حوصله ندارم حتی برای دلتنگی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باغبان به گل خندید....آنطرف گنجشککی پر پر شد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کابوس میدیدم از خواب پریدم که به آغوش تو پناه ببرم افسوس.... یادم رفته بود که از نبودت به خواب پناه بردم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای دلم بخوانم یا برای دلت؟! ... چه فرقی میکند وقتی قرار دلم به قرار دلت بسته است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بيــــــچارهـ عـــــــروسكـــ دلــــش ميــخواستــــــ زار زار گــريهـ كنــــــد امــا خنــــدهـ بـــرلبــانـــش دوخـــــتهـ بـــودنــــد......!!؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 19 ساعت و 5 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .