♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این تابستان هم می گذرد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قـلـبــم بـویِ کـافــور می دهـد ! شـب بـه شـب در آن مُـرده شـورهـا آرزویـی را غُسـل می دهـنـد و کفـن می کنـنـد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یـــــخ کـــرده ام ...! نـه از سرما...از زمســتانـی کـه در نــگاه ِ اوسـت !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میان آفتاب و ماه به یک چراغ سوخته دل سپرده ام ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا هر شب خیالت تا صبح غوغا می کند ... لعنتی ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش این عشق خواب نبود....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از خانه به میخانه دری هست ببینید /در میکده صاحبنظری هست ببینید/ سرگشته به صحرای جنونم همه ی عمر/ از من اگه آشفته تری هست ببینید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو خنده می کنی من اشک می شوم این فال من شده انگار تا ابد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ کنده خشکی از ، تنفس دهان به دهان و شوک سبزنمی شود...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 11 ساعت و 14 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .