♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمام از حدقه بیرون زده نه از شدت تعجب ! و نه از شدت خوشحالی مفرط ! بلکه از شدت سر دردی که انگار قراره تا آخر دنیا با من بمونه !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سال هاست حاصل لحظه لحظه قدرت تو... چله چله تنهايي من است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خنده های ما در خلال روز های زندگی ، در عبور روزهای کودکی ؛ و در شروع یک بلوغ مخملی گم شدند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نبودت............ سبزسبز است ومن درحصاری ازنبودت جان میدهم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یعنی آقای روحانی من رو هم می بینه؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم برای یکنفر تنگ است ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعــــضی وقتا دردت اونقـــــدر شخصی میشه که با خــــودتم حرفــ نــــمی زنی !...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من شادم واقعاً باورکن! نه نمایشی در کاراست نه ماسکی زده ام نه رنگ و لعابی ، خود ِ من! شاید تنها فاصله ی چشمانم با ابروانم بیشتر شده اند! تنها همین.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه فرق ميكند به كدام لهجه درد ميكشم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سر انجام روزی، از لرزش باز خواهند ایستاد، تمام شاخه های نازک از رعد ترسیده وترمیم خواهند شد، تمام شانه های زیر بار درد شکسته و روزی ... تمام روح های بریده از راه... به مبداء شان باز خواهند گشت...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 9 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .