♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نوشتنم براي نمردن است ! وگرنه روزهاست چترخسته سكوت را درهم بسته ام ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی مقصدی را می جوید ..توکاشف آن باش ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من باور نمی کنم که زمین گرد باشد، از هرطرف که می روم به خودم نمی رسم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به انتظار آفتاب گلدان رازقی را آب میدهم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ایمانم را، نبودنت، به تاراج برده انگار. ....هوا خیلی پس است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار داوودی ها مه آلوده قد راست می کنند بعد آن همه باران....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قصه و اشعار من چه چه ...هیچکس از ما نمی پرسد درد بی درمان این شعر و ساز چیست؟ ماجرای گریه در پرواز چیست؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باور می کنم ساعت از من گذشت و زمین جا ماند در لحظه ی بیتوته ای سرد پرنده زیر باران گلویش خشکید شاعر شعرش را با ردیف مرگ سرود عصای پیری افتاد ومن مذبوحانه از سرزمینی حرف می زنم به وسعت عشق .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 9 ساعت و 17 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .