♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا تاریک خانه ای است، بسیار بزرگ خود نیز آن را ساخته ام سلول به سلول از گوشه های دنج تمام کاغذهای خاکستری را به دندان کشیده ام..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاه میکنم... سکوت میکنی... سقوط میکنم....!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رد پاي كسي كه ارامشم را از من گرفته بود را دنبال كردم ناگهان به قلبم رسيدم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عجيب حالم از اين زندگی به هم خورده ست هميشه روزنه هايش برايم افسرده ست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانم چرا هر چقدر به قربانت می روم نمی رسم؟!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک چای داغ می ریزم داخل زیباترین بشقاب خانه شیرینی می گذارم همراه یک آهنگ دلنشین به خود می گویم "بفرمائید، چایتان سرد نشود" و از تمام تنهائیم لذت می برم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ببخش اگر عاشقانه هایم سر و ته ندارد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حراج قدیمی ترین فورد جهان
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زخم های ماست ...شعرها..... که زیبا و موزون با رنگی آبی کنار هم چیده شده اند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر در رگهایم جاری نیستی چرا قلبم ... هفتاد بار در دقیقه نامت را صدا می زند؟!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 22 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .