damla
شکایت نمی کنم اما آیا واقعاً یك بار شد که در گذر همین همیشه ی بی شکیب دمی دلواپس تنهایی دستهای من شوی؟
damla
زادگاه و تاريخ تولد هيچ كس در هيچ نقشه و تقويمي نيست ،چرا كه آدمها هر لحظه در تپش قلب كساني كه دوستشان دارندمتولد ميشوند .. درد من تنهايي نيست؛هرگز زانو نخواهم زد حتي اگر سقف آسمان كوتاهتر از قامتم شود. كوروش كبير
damla
خدايا شکرت که غم را آفريدي ، درد را آفريدي ، دلتنگي را آفريدي ، اشک را آفريدي چرا که اگر هميشه مي خنديدم و شاد بودم تو را از خاطر مي بردم اين واقعيت است ؛ من انقدر نمک نشناس هستم که تنها تو را در غم هايم صدا مي کنم چرا که شانه هايم توان تحملشان را ندارد.
damla
بیخیال حرفهای مردم.. بیا منو ببوس... آنها پشت سر خدا هم حرف میزنند.. وای به حال من و تو..!!
damla
روزی خواهد رسید که فهمیده باشم منطقم درست می گوید یا احساس سگیم! از خالی مفهوم سر در نمی آوری؟ بیا بی ربط شویم... چقدر دلم می خواهد قرانی از نو سروده شود... که اگر آن را تفننی باز کردی با این ایه روبرو نشوی که ما شما را در رنج افریدیم!! ضد حالی سنگینیست! معجزه ها انگار حقیقتی بود برای گذشتگان یا داستانی برای اثبات حماقتمان! حق ما از معجزه ها چه می شود؟!! کوک را از هر طرف بنویسی؟ پرستوها زود کوچ کردند.. کوک را از هر طرف بنویسی... ما کوک نیستیم... کوک را از هر طرف بنویسی،این غم بدمصب قصد رفتن نمی کند! چشم که باز می کنی خوشحالی.. اما این مردم.. این مردم انگار مرده اند... روزم را خراب می کنند آدمهای... گند می زنند به تمام خوشحالی صبحم!
damla
با تو عهد بستم عهدی مقدس تر از تمام عهدها مـــــــــــــــــن تمــام نمـــی شـــوم... در عـشـقت ... ثــــانیـــه بـــه ثــــانیــــه ... شـــروع مـــی شــــوم! از اینجا تا همیشه...!
damla
چه کرده ای " تو " با دلــــــــم ؟ که از تو پیش دیـگران گلایه هــــم که می کنم شـــــعر حساب می شود ...
damla
نوشتم باکـــ ـــره . . .! تمام مردهای شهر داد زدن "زن" باید از جوانیش و ســـ کـــ ســــ لذت ببرد . . . مــــن از خودتان هستم مـــــرد های شهر . . .! میدانم شـــما به فکر امروز هستید . . . و فردا که وقــت همسر میشود دنبال بـــــ ــکر بودن دختر هستید . . .! مردهای شهر من همان های هستند که وقتی چیزی به نـــفع خودشان باشد میگوییند حق طعبیی یک زن است . . . و وقتی به ضرر شان باشد میگویند زن چنین حقی ندارد. . .!
damla
یکی از آشناهامون میگفت تو یه روستا داشتن فیلم میساختن ، مجبور میشن برای فیلمبرداری یه امامزاده ی الکی بسازن ، بعد از پایان فیلمبرداری مردم روستا نذاشتن امامزاده رو خراب کنن !! الان بیا و ببین چه خبره...! دخیل میبندن و نذر و دعا و .. از آمار شفا دهنده هاش اطلاع دقیقی در دست نیست !!!
damla
خلاصه میگم که دنیا در جریان باشد. از همان ایتدا که باب گیتی را آرام آرام و با اکراه به سر مبارکمان فتح نمودیم تا همین حالا و بعدها، زورکی آمدهایم. یعنی این که با پای خود بیرون آمدیم به خاطر نیازردن مامی جانمان بوده. دنیا باید بداند که اینجا و هر لحظه هم آماده تر زدن به تار و پودش هستیم. زیرش هم امضا میکنم نگویید دیگری نبشته! دیگری ننبشته. امضا : خش خش خش
damla
شبیهِ شهر متروکم کلاغا هم نفس هامن همه دل کندن از دســتام نمونده هــــیـــــچکس با من ... یه عمری خونِ دل خوردم ازین روزا گریـــــــزونم قسم به درد بی درمون تو دنیاتون نمی مونم!
damla
من فقط عاشق اینم حرف قلبتُ بدونم ؛ الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمیتونم” خواستم بگم واسه من یکی که جوابِ معکوس داد..طرف پرید!
ميسندم
14 سال و 10 ماه و 22 روز و 4 ساعت و 25 دقيقه قبل