damla
بزرگترین خطای تو این بود که می پنداشتی . . . من برای همیشه صبور خواهم ماند !!!
damla
توان آدمیان را، با آرزوهایشان می شود سنجید…. تا می توانی آرزو کن…. دلت برای دنیــا نسوزد…. فراهم کردن آرزوهــــای تو برای دنیا هیـــــچ کاری ندارد….. همیــن حالا بخـــواه تا بــرآورده شود….
damla
دلم می خواد داد بزنم عشقمو فریاد بزنم. دلم میخواد ابری بشم مثل بارون رو چترش ببارم دلم میخواد گریه کنم نه به خاطر تنهایی هام به خاطر اونی که بود یه روز توی بی کسی هام یادت میاد وقت بهار دلم تورو صدا می کرد. وقتی می دید نیومدی پنجره ها رو باز می کرد یادت میاد زمستونا وقتی هوا برفی می شد. بعدش که تو میومدی زمستونم بهار می شد یادم باشه تو و تنم.غریبی درده بدیه غریب باشی می کشنت راسته که دنیا آخر بی کسیه ؟؟!! دلم یه روز تنها بودش داری میری از من جداشی تا ابد فکر نکردی نازنین بی تو تنها موندم تا ابد.
damla
هر جای دنیایی دلم اونجاست
من کعبه مو دور تو میسازم
من پشت کردم به همه دنیا
تا رو به تو سجاده بندازم
هر روز حسم تازه تر میشه
غرق تو میشم بلکه دریا شم
بیزارم از اینکه تمام عمر
از روی عادت عاشقت باشم
گاهی پرستیدن عبادت نیست
با اینکه سر رو مهر میزاری
گاهی برای دیدن عشقت
باید سر از رو مهر برداری
یک عمر هر دردی به من دادی
حس میکنم عین نیازم بود
جایی که افتادم به پای تو
زیباترین جای نمازم بود
هر جای دنیایی دلم اونجاست
من کعبه مو دور تو میسازم
من پشت کردم به همه دنیا
تا رو به تو سجاده بندازم
damla
من بر این احساسم که به من تکیه کنی گل عشقو تو به من هدیه کنی من براین احساسم که درون دل تو کاشتم بذر محبت هایم و به اشک چشمم دروجودت ریشه کند و به دستهای من تکیه کند
damla
فریاد من از داغ توست ...... بیهوده خاموشم مکن ...... حالا که یادت میکنم ...... دیگر فراموشم مکن ...... همرنگ دریا کن مرا ...... یکبار معنا کن مرا
damla
خواستم بگويم کيستم...! ديدم نگويم بهتر است… آنکس که با من مي ماند خود مرا خواهد شناخت٬ و آنکس که نمي ماند همان بهتر که نشناسد مرا..
damla
هنوز عادت به تنهایی ندارم... باید هر جوریه طاقت بیارم... اسیرم بین عشق و بی خیالی.. چه دنیای غریبی بی تو دارم ...می ترسم توی تنهایی بمیرم ...کمک کن تا دوباره جون بگیرم ...یه وقتایی به من نزدیک تر شو... دارم حس می کنم از دست می رم!
damla
می خواهم روی تمام سنگهای دنیا بنویسم که دلم واست
تنگ شده و ارزو می کنم که یکی از اون سنگ ها به سرت
بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی داره. ؟
damla
زندگی قصه مرد یــخ فروشی است که ازاو پرسیدند : فروختـــی؟ گفت : نخریدند،تمــام شد!